وبلاگ کارگر:

چشم منصور اسالو در بیمارستان عمل شد


سی ام مهرهشتاد و شش


روزآنلاین:
منصور اسانلو، رئيس سنديکاي کارگران شرکت واحد، عاقبت روز گذشته همراه ماموران امنيتي براي ‏جراحي چشم به بيمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحي قرار گرفت.به گفته پزشکان اين عمل به خوبي به ‏پايان رسيد و اينک بايد منتظر نتيجه پيوند بود. پشت اتاق عمل با همسر و خواهر وي گفت و گوي کوتاهي ‏کرده ايم که در پي مي آيد.
پروانه، همسر منصور اسانلو با اضطرابي که هميشگي صداي او نيست، سخن مي گويد: "پشت اتاق عمل ‏هستيم. بالاخره نامه نگاري ها فايده کرد و حالا آقاي اسانلو را براي جراحي چشم چپش به اتاق عمل برده ‏اند."‏
او اسم بيمارستان را به "دلايل امنيتي" نمي تواند بگويد، اما اين را مي گويد که: "نگهبان ها با ايشان هستند."‏ شبکه چشم چپ منصور اسانلو "دو سه ماه پيش، موقع دستگيري" پاره شد. حالا او روي تخت عمل است و ‏بيهوش. در بيمارستان مي ماند يا به زندان باز مي گردد؟‏
ـ دکترها بايد بگويند. مقامات قضايي هم بايد دستور دکتر را رعايت کنند.‏
اين را خانم اسانلو در ادامه مي گويد که حالا بعد از چند ماه از اينکه همسرش براي عمل به بيمارستان آورده ‏شده، "احساس راحتي" مي کند.‏
فرشته اسانلو، خواهر منصور هم در آنجاست، همان طور که مادر خانواده. او که براي ياري به همسر ‏برادرش که "دو روز است روي پاست" به بيمارستان آمده از مادرش هم مي گويد که "خونريزي معده کرده ‏و حالا او را برده اند کناري تا چند ساعتي استراحت کند."‏
وي مي افزايد: "همه اضطراب داريم. پشت اتاق عمل اينطوري است ديگر. من هم معده ام درد گرفته. دست ‏هايم مي لرزد؛ باز خدا را شکر که کار به نابينايي نکشيد، والا قيمتي که برادرم مي پردازد خيلي سنگين مي ‏شد."‏
خانم فرشته اسانلو دو ماه و نيم برادرش را نديده بود؛ همان طور که مادر و بقيه. تا دو هفته پيش و حالا "به ‏خاطر سلامتي او خوشحال است."‏
اما:‏
ـ هفته گذشته خيلي مضطرب بودم.‏
ـ چرا؟
ـ چون خواب ديدم.‏
ـ چه خوابي؟
ـ ديدم در همه زندان ها باز شده. صبح که بيدار شدم راه افتادم. به تلاش افتادم از اين دادگاه به ان دادگاه.‏
حالا بايد صبر کرد تا 4 ساعت ديگر که عمل به پايان مي رسد.‏
‎‎چهار ساعت بعد‎‎
صداي خانواده منصور اسانلو هم زنده تر است هم شاد. همسرش مي گويد: ‏
ـ "از اتاق بيرون آمده.روي تخت خوابيده. بيهوش است هنوز."
‏ ـ و دکترها چه گفته اند؟
ـ گفتند عمل را انجام داديم، ديگر بايد منتظر نتيجه پيوند بود