| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
صادق خوش مرام
"!کلید رفع تناقض این قدم مبارک در دست شماست "
٢٢ ارديبهشت ١٣٨٤- ١٢ مه ٢٠٠٥
در همان ابتدای نامه سرگشاده به محمود صالحی این سئوال طرح می شود که " چرا بیانیه کمیته پیگیری را مثل هزاران کارگر دیگر امضاء نکردید...". نه تنها محمود صالحی این نامه را امضاء نکردند ، بلکه هزاران فعال کارگری دیگر چه در ایران و چه درخارج از ایران نه بیانیه را امضاء و نه آن را تأئید کردند. چرائی این مسئله هم به خود این رفقا و فعالین کارگری مربوط می شود. مگر کسی از نویسنده نامه سرگشاده پرسید که چرا بیانیه کمیته پیگیری را امضاء و مورد تأئید قراردادید. امضاء و تأئید کردن یا نکردن بیانیه یا هرسند سیاسی دیگری جزء حقوق پایه ای واولیه انسانها به شمارمی آید ، حتی بورژوازی هم سالهاست آن را به رسمیت شناخته است. اینکه شما بیانیه را امضاء و تأئید کردید، حتما با آن موافق بوده اید. و آدمهایی هم که امضاء نکردند حتما موافقتی با این بیانیه نداشته اند. گذشته از این جنبه حقوقی ، بیانیه کمیته پیگیری نه تنها مورد تأئید بسیاری ازفعالین کارگری قرارنگرفت بلکه آنان به حق استراتژی وسیاست مسلط بر بیانیه ی کمیته پیگیری را مورد نقد قرار دادند . بیانیه کمیته پیگیری خطاب به وزارت کار نوشته شده و مهمتر اینکه " رفع موانع " ایجاد تشکلات آزاد کارگری را از این ارگان طلب می کند. این استراتژی ، استراتژی گرایش راست است. این همان استراتژی و سیاستی است که اعضای " هیئت موسسان سندیکاها ..." سالها در اتاق انتظارش نشسته اند. این استراتژی قرار نیست آستینش را بالا بزند و تشکیلات کارگری درست کند ، بلکه منتظر می ماند که وزارات کار موانع سرراهش را بردارد. همین هفته گذشته وزارت کار و امور اجتماعی در برخورد به نماینده سندیکا ی رانندگان اتوبوسرانی ، از ماده 131 قانون کار تبصره 4 استفاده کرد و به جای " رفع موانع " برای نمایندگان سندیکا فعالیت آنان را ممنوع اعلام کرد. این ماده قانون هم چنین می گوید : " دریک واحد صنعتی و خدماتی تنها یک تشکل میتواند فعالیت کند ، بنا براین با توجه به وجود شورای اسلامی کار ، وجود هرتشکل دیگری خلاف قانون است. " با توجه بهمین نمونه تروتازه و تجربیات سالیان سال هیئت موسس سندیکاها ، آدم یا باید هنوز به وزارت کارجمهوری اسلامی سرمایه توهم داشته ، یا اینکه مسئله دیگری دارند ، که هنوز روی این استراتژی پا فشاری میکنند. واینبار نه تنها اعضای هیئت موسسان بلکه نزدیک به چهارهزارکارگرخواهان ایجاد تشکل را همراه خویش درانتظار " رفع موانع " پاسیف نگه دارند. نویسنده نامه سرگشاده خودش در بست استراتژی و سیاست کمیته پیگیری را قبول دارد ، و برخلاف گفته خودش در نوشته ی " این قدم خجسته باد " به فعالین این کمیته چک سفید داده است. این را به این دلیل می گویم که من درهیج کدام ازسه نوشته آقای تمجیدی ؛ انتقادی ، برخوردی و یا اینکه ایرادی به کمیته پیگیری داشته باشد ندیده ام. آنچه من شاهد ودرنوشته هایش ناظربوده ام ، دفاع وپشتیبانی جانانه ازاین بیانیه وحرکت کمیته پیگیری است. جالب اینجاست که ایشان هم درخواست از وزارت کار را برای "رفع موانع " تأئید و پشتیبانی میکند و هم فرمولبندی قطعنامه اول ماه مه کمیته پیگیری که می نویسند : " ما خواهان آزادی ايجاد تشكلهای كارگری بوده و حق خود ميدانيم كه تشكلهای خود را بدون اجازه ودخالت مقامات و نهادهای دولتی ايجاد نماييم. " اینها دو فرمولبندی مختلف و طبعا دو استراتژی متفاوت را طلب میکند. در اولی باید منتظر بود که وزارت کار" رفع موانع " کند ودردومی باید بلافاصله آستین ها را بالا زد و دست به کار شد. نویسنده هردو را ،هم استراتژی راست را تأئید می کند وهم استراتژی چپ را قبول دارد و همه را هم به پشتیبانی و تائید فرامی خواند بهمین دلیل می گویم که چک سفید به این کمیته داده است، که هرسیاستی را اتخاذ کنند آقای تمجیدی از آنان دفاع و پشتیبانی می نماید. نویسنده در نامه سرگشاده تمام سعی و کوشش خود را به کار می گیرد تا با وصله پینه کردن کلمات و مقابل هم قرار دادن آنها نشان دهد که این دو کمیته یک چیز را می گویند ، یک حرف را می زنند و یک استراتژی را دنبال می کنند و فقط اختلاف آنها در " ادبیات و تقدم و تأخر اقدامات و خطاب به " خلاصه می شود. یا اینکه در فرمول رقیق تر " رفع موانع " و یا " دولت موظف است " نهفته است. وی حتی تا انجا پیش میرود که سازمان جهانی کار را " وزارت کار جهانی " اعلام میکند. همه تلاش ایشان و پیچیده کردن مسئله برای طفره رفتن از قبول این واقعیت ساده است ، که طبقه کارگر داری گرایشات چپ و راست میباشد واین دو گرایش استراتژی و سیاستهای مختلفی دارند. در صورتی که اقای ثقفی تهیه کننده بیانیه و از اعضای کمیته پیگری در اولین مصاحبه اش باروزنامه شهروند ود رمعرفی کمیته پیگیری چنین می گوید : " كه همه اين افراد با گرايشات مختلف " و یا " اين مجموعه از سنديكاليستها تا گروه های فرهنگی كارگری ، نمايندگان اتحاديه هايی در شهرستانها و... حضور دارند و هيچ گرايشی مسلط نيست. " راستش من درهیچ کجای نوشته های آقای تمجیدی نشانی از برخورد و انتقاد نسبت به این جملات که حکایت از گرایشات مختلف دارند ندیده ام ، راستی آقای تمجیدی چرا شما درانزمان براشفته نشدید. واقعیت اینست که کمیته پیگیری و کمیته هماهنگی با دو استراتژی و دوسیاست متفاوت خود رااعلام وبه طبقه کارگر معرفی کردند. اولی با درخواست ازوزارت کار برای " رفع موانع " و دومی با این استراتژی " تشکل حق ماست.آن را به نیروی خود ایجاد کنیم و سپس ازدولت بخواهیم آن را به رسمیت بشناسد. " کمیته پیگیری درطی پروسه نسبتا کوتاهی که برآن گذشت ، ازاستراتژی اولیه خویش یعنی " درخواست از وزارت کار برای " رفع موانع " ، به استراتژی دوم یعنی " ما خواهان آزادی ايجاد تشكلهای كارگری بوده و حق خود ميدانيم كه تشكلهای خود را بدون اجازه و دخالت مقامات و نهادهای دولتی ايجاد نماييم. " در قطعنامه اول ماه مه رسیده اند. که قدم مثبتی است میبایست ازآن پشتیبانی کرد ، و دید در عمل چه سیاستی را دنبال خواهند کرد. البته این تغییر و تحولات بدون تردید نتیجه رادیکالیزم جنبش کارگری ،مبارزه گرایش چپ رادیکال درون کمیته ، بر خورد سیاسی و رادیکال از طرف فعالین چپ و رادیکال خارج ازکمیته در داخل و خارج کشور و اعلام موجودیت کمیته هم آهنگی بوده است. به نامه سر گشاده بر گردم که نویسنده آن همواره " برای کاهش رفع هزینه ها " تلاش می کند و دل می سوزاند، و همیشه نگران است که " هزینه ها " زیاد نشود. اما ایشان با وجود این نگرانی تقریبا دائمی شان بیشترازدو صفحه کاغذ را برای کشف " اختلافات شخصی ، انگیزه های اخلاقی و تمایلات نهان هر کدام از شما با کمیته پیگیری... " سیاه کرده است. درادامه هم تحت عنوان " اجازه دهید بر احتمالات مختلفی متمرکز شویم " یک سری احتمالات را، شاید بهتراست بگویم اتهامات را نسبت به رفقای فعال کمیته همآهنگی بر می شمرد. اتهاماتی مثل " تنگ شدن مکان عضو در یک سازمان معین..." " هنوز در تصمیم نهایی نگا هی به بالا دارید... " " با نامگذاری " کمیته همآهنگی " دچار این شبهه شده اید که خودتان تشکل کارگری توده ای هستید. " یا این که " اگر درمحاسبه جایگاه خود دچار توهم شوید فاقد یکی ازملزومات این ظرفیت ( رهبری ) خواهید شد و درگامهای بعدی ایزوله و غیر توده ای خواهید شد. " این روش و شیوه ی نویسنده نامه سرگشاده درمبارزه سیاسی وتلاش برای " کاهش و رفع هزینه هاست " درعین حال این سرنوشت کسی است که عامدانه وجود گرایشات مختلف در جنبش کارگری را انکار میکند ، به همین خاطر تنها راهی که برایش می ماند این است که دلیل و علت اختلافات رابا انگیزه های شخصی توضیح دهد. انگیزه شناسی فردی برای توضیح اختلافات سیاسی برازنده و شایسته خود آقای تمجیدی و یارانش میباشد. فعالین گرایش چپ جنبش کارگری آنها را دراین عرصه الوده که لایقش هم هستند تنها خواهند گذاشت. فعالین گرایش چپ وجود اختلاف بین گرایشات مختلف را برسمیت میشناسند ، با مبارزه سیاسی تلاش میکنند جایگاه اختلافات را بشناسند و راه حل سیاسی مناسب برای همکاریها پیدا کنند. آقای تمجیدی درقسمت پایانی نامه سرگشاده خود سئوال " رفقا چرا با هم نه " ؟ را درمقابل فعالین " کمیته همآهنگی " قرار میدهد و اظهار میدارد " مستقل از احتمال و انگیزه تصمیم شما در تشکیل این کمیته هنوز این سئوال بی پاسخ میماند. " وحدت ، همبستگی و یکپارچگی طبقه کارگردر مبارزه علیه طبقه سرمایه دار یک امرمهم ، اساسی و ضروری است. به ویژه با توجه به شرایط کنونی که طبقه کارگرایران فاقد یک تشکل طبقاتی ، رزمنده وسراسری میباشد. گرایشات مختلف و همه ی فعالین کارگری هم به درستی روی آن تکیه میکنند . منتهی سئوال اساسی تر این است که ؛ طبقه کارگرایران تحت کدام استراتژی و سیاست میبایست متحد شود ؟ این را قبل ازاینکه متحد شویم ، و برای اینکه متحد شویم ، برای ما روشن کنید.
|