علیرضا ثقفی

مباحثي براي آغاز بحث

درباره كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري


ارديبهشت ١٣٨٤- مه ٢٠٠٥


از هنگام تشكيل اين كميته دوبرخورد باآن شده و دو ايراد به آن گرفته شده است. ضمن تشكر تمام كساني كه اين كميته را نقد كرده و رهنمود داده اند، براي روشن شدن موضوع و براي آنكه اساسا بحث تشكل سراسري و تشكل هاي آزاد كارگري جايگاه اصلي خود را در جنبش كارگران باز كند ، بد نيست كه به چند نكته پيرامون اين مساله اشاره داشته باشيم.

در اولين انتقادي كه به كميته شده ، كميته رفروميست خوانده و عنوان شده كه چرا از اداره كار تقاضاي مجوز شده و نامه با عنوان وزارت كار نوشته شده است. در پاسخ بايد گفت كه اگر كميته قبل از تشكيل جلسات خود از وزارت كار درخواست مجوز مي كرد ، ايراد دوستان وارد بود. ولي به همان گونه كه مشاهده شده است ، جلسات كميته بدون داشتن مجوز برگزار شده است.و تا كنون نيز درخواستي براي گرفتن مجوز فعاليت به وزارت كار داده نشده است. نامه ارائه شده صرفا اعلام وجود به وزارت كار بوده است. علاوه بر آن در بيانيه با تاكيد بر مقاوله نامه هاي 98 و 87 كه آزادي تشكيل هر نوع تشكل كارگري را بدون مجوز از نهادهاي رسمي مد نظر دارد ، كميته نظر خود را به صراحت اعلام كرده است. ما خواهان آزادي ايجاد تشكل هاي كارگري بوده و حق خود مي دانيم كه تشكل هاي خود را بدون اجازه و دخالت مقامات و نهادهاي دولتي ايجاد نماييم. بدين ترتيب اميدوارم اين سوء تفاهم برطرف شده باشد كه كميته به دنبال مجوز ار مقامات براي شروع و ادامه فعاليت نبوده است.

ايراد دومي كه به كميته گرفته شده اين است كه ما برنامه عمل مشخصي براي آينده نداريم ودر حقيقت كميته خود را در جريان حوادث قرار داده است و لقب "پارتيزان هاي كارگري" را به كميته داده اند كه با جلسات دو ماهه و يا نزديك به هم هيچ گونه برنامه منسجمي ندارد. درست است . كميته برنامه درازمدت ندارد. شايد به علت ماهيت كار و شايد به علت آنكه در آغاز راه است، توان برنامه ريزي دراز مدت را در اين مقطع ندارد. از همه دوستان و عزيزاني كه كميته را نقد كرده اند تقاضا دارم هر آنچه كه دراين زمينه به نظرشان مي رسد براي ياري رساني به كميته ابراز دارند. به اعتقاد من كميته دراين زمينه بي نياز از كمك فكري بقيه دوستان نيست . اين جمع بر مبناي يك نياز ضروري در يك مقطع شكل گرفت. . خوشبختانه استقبال خوبي از اين حركت صورت گرفت. اما تداوم آن در گرو ايجاد تشكل هاي آزاد و مستقل است . چه آنكه اگر ياري و پشتيباني كارگران كه صاحبان اصلي اين تشكل هاهستند ، از اين حركت صورت نگيرد، اين حركت دوام چنداني نخواهد آورد. در نتيجه بايد تمام تلاش خود را در جهت ايچاد اين تشكل هاي مستقل و آزاد به كار گيريم . به نظر من وظيفه اصلي دوستان پيگيري همين امر است و بايد درآينده اي نه چندان دور تكليف خودمان را با فعاليت هاي آينده روشن كنيم. كه البه نقطه آغاز اين برنامه ريزي همان ايجاد تشكل هاي آزاد و مستقل است . ما بايد تئوري خود را به محك عمل درآوريم و شاهد باشيم كه تا چه اندازه ايجاد اين تشكل ها مورداستقبال كارگران ومزدبگيران در سراسر جامعه است. نبايد ارده گرا باشيم و بخواهيم هر آنچه را كه در تئوري داريم به هر ترتيب درعمل پياده كنيم. بلكه بايد واقع گرا و پراتيكي عمل كنيم. پس از اين به بعد بايد به دنبال برنامه اي باشيم و ببينيم تا چه اندازه از ايجاد اين تشكل هاي آزاد وغير وابسته كارگران حمايت مي كند و وزن اين تشكل ها در جامعه كارگري به چه ميزان است. علاوه بر آن شرايط اقتصادي واجتماعي امروزين تا چه حد اجازه گسترش اين نوع تشكل ها را مي دهد. بيكاري فزاينده ، فقر ، بي خانماني و گرسنگي طبقه كارگرآنچنان فشاري را به اين اقشار واردمي كند كه حتي بسياري از فعالين اين جنبش درگير گذران زندگي روزمره خود هستند و كمتر فرصت مي كنند كه به مسائل حاد كارگري بپردازند. علاوه بر آن برآيند نيروهاي عمل كننده درجامعه رانبايد ناديده گرفت. اين برآيند و نيروها و چشم انداز آينده است كه امكان حركت و يا عدم آن را بوجودمي آورد. براي بيش از دو دهه هر گونه تشكل آزاد و مستقل چه كارگري و چه غير كارگري در ايران ممنوع بوده است و با بدترين شكل ممكن با آن برخورد شده است. اكنون در آغاز راهي قرار داريم كه در آن نيازي مبرم به آموزش نسل جديد و گسترش فرهنگ كار جمعي احساس مي شود. و قطعا تاهنگامي كه اين فرهنگ و همستگي صنفي و طبقاتي شناخته شده نباشد، نمي توان انتظار چندان زيادي داشت. به همين ترتيب به نظر مي رسد كه ما در آغاز راهي دشوار قرار داريم كه بايد در اين راه آموزش نيروي كار در جهت تشكل وآموزش توان جمعي دربدست اوردن خواسته هاي صنفي و طبقاتي را در دستور قرار دهيم. هنوز فعالان كارگري نسبت به كل طبقه كارگر بسيار اندك هستند و اين تعداد از فعالان كارگري براس سازماندهي حتي ده درصد نيروي كار كافي نسيت . سازمان دادن دهدرصد نيروي كار در ايران به مفهوم سازماندهي حداق 5/1 ميليون نفر از دريافت كنندگان دستمزد است و سازماندهي اين تعداد نياز به هزاران فعال كارگري دارد كه در حال حاضر دست يابي به چنين حالتي حداقل كار و تلاش فراواني را طلب مي كند. با آگاهي از دشواري راه و با اعتقاد و پشتكار در جهت سازماندهي نيروي كار ، اميد آن است كه مشكلات يك به يك پشت سر گذارده شده و راه پر پيچ و خم آينده هموار شود.