مزیم:

مدرسه به من آموخت


بیست وهفتم مرداد ماه هشتاد و هفت


منبع وبلاگ هدف موجود
http://zirabiii.blogfa.com/

دارس گوناگونی مانند دولتی ، غیرانتفاعی ، شاهد ، تیزهوشان و نمونه دولتی وجود دارند. اما لزوم وجود مدارس مختلف برای دانش آموزان چیه؟؟؟

در مدارس دولتی به دلیل دریافت نکردن هزینه ( به طور رسمی) از دانش آموزان شاهد کلاس های پرجمعیت و همیچنین دبیرهایی با مهارت کمتر یا حتا با مهارت مناسب هستیم که به دلیل حجم زیاد دانش آموزان در کلاس و یا داشتن ساعت های درسی زیاد برای امرار معاش و داشتن مشکلات مالی ، آموزشی با کیفیت مطلوب به دانش آموزان نمی دهند. همچنین در این مدارس عموما برخورد کادر مدرسه با دانش آموزان به دلایل بالا به صورت نامناسب و پرخاشگرانه است. این مدارس به دلیل دولتی بودن به امکانات لازم برای یک مدرسه ی معمولی مجهز نیستن و خیلی از آن ها دارای ساختمان های قدیمی هستند و نه از نظر امکانات آموزشی و نه از نظر امکانات رفاهی شرایط مناسبی ندارند. بنابراین اکثریت دانش آموزان در شرایط بسیار نا مناسبی آموزش می بینند و این قشر همان قشری هستند که عموما به دلیل مشکلات مالی توان استفاده از امکانات بیشتر را ندارند و به همین نسبت برای پذیرش در کنکور و تحصیلات مناسب و اشتغال دچار مشکل می شوند. در مقابل مدارس غیرانتفاعی با گرفتن شهریه های بالا علاوه بر استفاده از دبیرهای مناسب تر هم از نظر امکانات و هم از نظر برخورد با دانش آموزان شرایط خوبی دارند و این مدارس تنها برای استفاده ی افرادی با وضع مالی مناسب امکان دارد و در اینجا شاهد یک طبقه بندی در نظام آموزشی هستیم که مانند جامعه بیشتر منابع و امکانات در اختیار اقلیت جامعه که دارای قدرت مالی هستند قرار می گیرد. امکانی که به دلیل فقر سایر افراد جامعه به اونها تعلق گرفته است. شرایطی که برای آن باید اکثریت در اختیار اقلیت قرار گیرد. دسته بندی ها و طبقاتی که از اولین سال های زندگی افراد به آنها داده می شود و عموما افراد تا پایان زندگی در همان طبقه باقی می مانند. در کنار این مدارس ، مدارسی مانند تیزهوشان و نمونه دولتی نیز وجود دارند که شرایط خاصی دارند. دانش آموزان این مدارس از قشر خاصی هستند که هم از نظر علمی و هم توان مالی در سطح مناسبی قرار دارند. دانش آموزان برای پذیرفته شدن در این مدارس باید علاوه بر استعداد در جریان این آزمون ها و همچنین کلاس های آمادگی آنها باشند. بنابراین باید دارای خانواده ای توانمند و درگیر مسایل درسی باشند که هم از شرایط لازم برای پذیرش مطلع باشند و هم توان پرداخت هزینه های کلاس ها را داشته باشند. خانواده ی این دانش آموزان عموما فرهنگی هستند که از مزیت ها و امکانات این مدارس آگاه هستند. دانش آموزان این مدارس به دلیل بار زیاد درسی دچار مشکلات خاص خود هستند از جمله اینکه علاوه بر طول سال حتا در تابستان ها نیز درگیر کلاس های مدرسه یا خارج از مدرسه هستند و عملا تنها از نظر درسی قوی می شوند ولی از نظر سایر مهارت ها دچار مشکلاتی هستند. ولی نقطه ی قوت این مدارس سطح تربیتی و خانوادگی دانش آموزان است و نوع برخوردهای کادر مدرسه. در مدارس شاهد محیط متفاوتی وجود دارد. از نظر کادر آموزشی و امکانات در شرایط مناسبی قرار دارند و به دلیل شرایط خانوادگی خاصی که دارند روابط متفاوتی نیز دارند.

به این ترتیب از همان ابتدا و در اولین جایی که کودک بعد از خانواده وارد آن می شود شاهد طبقه بندی بر اساس سطح مالی و فرهنگی خانواده ها هستیم. شرایطی که برای هر کس که امکانات اولیه ی بیشتری دارد منافع بیشتری قایل می شود. نکته ای که در مدرسه یعنی همان خانه ی دوم می آموزیم و برای همیشه به یاد داریم.
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1378 ساعت 2:27 توسط مزیم