| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
محمد حسین
جنبش کارگری و رفرمیسم
برگرفته از کارگر پيشرو ٤ - خرداد ١٣٨٤
یکی از چالش هلیی که طبقه کارگر عموما با آن درگیر و باعث به گژراهه رفتنش می شده است، گرایش رفرمیستی بوده است. طبقه کارگر ایران نیز از این گرایش کم لطمه ندیده و در حال حاضر نیر با آن دست به گریبان است. این گرایش در چند ساله ی اخیر تحرکات جدید و بیشتری پیدا کرده است. اما قبل از این به زمینه ی مادی و در واقع علل تحرک بیشتر رفرمیسم در ایران بپردازیم، لازم است مختصری در باره ی خود رفرمیسم بدانیم. همان طور از نام آن پیداست رفرمیسم خواهان رفرم و به عبارتی دیگر اصلاحات است و به دنبال تغییر و تحولات اساسی و انقلابی نیست. رفرمیسم عموماً مطالبات روزمره و اقتصادی در چهارچوب این مناسبات و آن هم در حد محدودی مطرح می کند. اضافه دستمزد، اعتراض به قراردادهای موقت، جلوگیری ار بیکاری کارگران و خصوصی سازی، افزایش تعرفه های بیمه بیکاری و دیگر بیمه های حمایتی کارگران و غیره... جزئی از مطالبات اصلی رفرمیست هاست. اما به راستی مگر این مطالبات غیرواقعی و بی ارزشی هستند؟ و آیا مطالبات اقتصادی روزمره رفرمیستی است؟ و اساساً آیا طبقه کارگر برای بهبود زندگی خود در این مناسبات نباید مبارزه کند؟ و بالاخره آیا رفرم نمی تواند برای طبقه کارگر مفید باشد؟ من فکر می کنم که طبقه کارگر نه تنها باید برای بهبود زندگی خود، هر چند جزئی و کوچک مبارزه کند، بلکه باید سازماندهی و تشکلات خاص خود را نیز در این رابطه پدید بیاورد. روشن تر بگویم رفرم می تواند در خدمت به منافع طبقه کارگر قرار گیرد و هر اعتراض و اعتصاب و یا تچمعی که برای حقوق معوقه، اضافه دستمزد، اعتراض به بیکاری و غیره صورت می گیرد، جزئی از منافع ما کارگران است که در نهایت ما را در یک مبارزه گسترده تر قرار می دهد. هر رفرم و یا بهبودی در وضعیت ما، یک گام به پیش است تا بتوانیم مطالبات بزرگتری مطرح نمائیم. وقتی که به تاریخ جنبش کارگری چه در ایران و یا نقاط دیگر دنیا نگاه می کنیم متوجه می شویم که بخش قابل توجهی از مطالبات آن، مطالبات افتصادی بوده است. مبارزه سیاسی فقط در مقاطعی خاص و در اوج مبارزات طبقه کارگر بروز کرده است. ضمن این که پیشروان طبقه کارگر وظیفه دارند همیشه مبارزات صنفی و روزمره را ارتقاء دهند و آن را با مبارزات سیاسی پیوند بزنند اما این مسئله خلق الساعه امکان پذیر نیست و بسیاری از مبارزات خود بخودی و حتی مطالبات نیروهای پیشرو کارگری روزمره و اقتصادی هستند. پس چه تضادی بین جنبش طبقه کارگر و رفرمیسم وجود دارد؟ وقتی رفرم می تواند در جهت منافع طبقه کارگر قرار گیرد، چطور رفرمیسم ممکن است با آن در تضاد باشد؟ رفرمیسم فقط به طرح و مبارزه در جهت مطالبات اقتصادی روزمره خلاصه نمی شود و این آن نکته گرهی مسئله است. رفرمیسم در تلاش برای بدست آوردن مطالبات یاد شده راه و روش های خاص و مشخصی دارد. نطقه عزیمت و سمت و سوی حرکت رفرمیسم برای مطالبات روزمره اقتصادی ، سازش طبقاتی است و از همین رو است که کلمه رفرمیسم سازش کاری را نیز برای ما تداعی می کند. رفرمیسم برای رسیدن به مطلبات روزمره اقتصادی عموماً مذاگره بر سر ایجاد تشکل های مشترک کارگری کارفرمائی، مراجعه به مذاکره دولتی و قانونی را سرلوحه ی کارش قرار می دهد و بدین وسیله سازش طبقاتی را به اجرا می گذارد. این درست است که در پاره ای از موارد ما کارگران نیز پای میز مذاکره با کارفرما می نشینیم و یا مجبور به مراجعه به مراکز دولتی می شویم، اما این ها به هیچ وجه سیاست غالب جنبش انفلابی طبقه کارگر را شامل نمی شوند و در نهایت مبارزه و اعتراضات عملی مثل اعتصابات، تجمعات، تضاهرات و ایجاد تشکلات کارگری در تقابل با کارفرمایان در دستور کار کارگران باید باشد. به عنوان مثاال می توان نگاهی به «فلزکار مکانیک» داشت. مدت های مدیدی در جلسات پیشروان «فلزکار مکانیک» بحث و جدل بر سر حضور و یا عدم حضور کارفرمایان وجود داشت. عده ای معتقد بودند که کارفرمایانی که در جنبش کارگری «فعال» هستند، چرا نباید در تشکیلات کارگری حضور داشته باشند و عده ای دیگر بر این اعتقاد بودند که تشکلات کارگری به معنای واقعی باید کارگری و در تقابل با کارفرمایان باشد. این بحث از زاویه های مختلف و مدت های طولانی وجود داشت و دو گرایش مشخص رفرمیستی و کارگری در مقابل هم قرار داشتند. بنا براین رفرمیسم گرایشی مشخص است که مطالبات اقتصادی روزمره کارگران را با سازش طبقاتی تلقین می کند و سعی دارد در چهارچوب قانون و مذاکره، مبارزات کارگران را به انحراف بکشاند. رفرمیسم جنبش کارگری را از روح انقلابی تهی می کند و به جای آن آشتی طبقاتی را می نشاند. این گرایش از راه های مختلفی وارد می شود تا هر اعتراض و مبارزه ای را تبدیل به مصالحه با ظاهری پر سر و صدا، جنجالی و با رنگ و بوی انقلابی بزند. پس ار این اشاره مختصر به ماهیت رفرمیسم، ضروری است بدانیم، رفرمیسم چه پایه مادی دارد و حاملین آن در جامعه عموماً چه کسانی هستند. رفرمیست ها عموماً کارفرمایانی هستند که کارگاه هایی کوچک و تعداد کارگران کمی دارند. این ها که یا در نتیجه خصوصی سازی به نان و نوایی رسیده اند و در گذشته خود یکی از کارگران و یا فعالین صنفی و سندیکایی بوده اند، حالا با در اختیار گرفتن سکان کشتی رفرمیسم سعی در پیوند و آشتی دادن کارگران و سرمایه داران دارند. آن ها از یک سو با کارگران همچون دیگر سرمایه داران تضاد دارند و از سوی دیگر به دلیل تضادهایی که با سرمایه داری بزرگ دارند و به عبارتی صحیح تر در پی تلاش شان برای تبدیل شدن به سرملیه داران بزرگ موانعی را پیش رو می بینند که به استفاده ار جنبش طبقه کارگر و با سکوی پرش قرار دادن اآن، سعی می کنند منافع خود را برآورده کنند. البته بورژوازی در مجموع و به عنوان یک طبقه هر گاه که جنبش طبقه کارگر اوج می گیرد و هر گاه که مبارزات کارگران برای شان زنگ خطر را به صدا در می آورد رفرمیسم را حتی گاهاً با دادن چند امتیاز کوچک و به طرق دیگر تقویت و پَرو بال می دهند تا جنبش طبقه کارگر را به انحراف بکشانند و آن را از نزدیک شدن به گرایشات سیاسی واقعاً کارگری و انقلابی دور نمایند. همانطور که در جامعه خودمان شاهدیم، جریاناتی مثل خانه کارگر، شوراهای اسلامی کار، احیا کنندگان سندیکاهای سابق و غیره از این جمله اند که از امکانات دولتی و خصوصی بهره زیادی می برند و از حمایت قانونی نیز برخوردارند. در نتیجه ضروری است بدانیم که هیچ جنبش کارگری در جهان و از جمله جنبش طبقه کارگر ایران، نمی تواند راه خود را به سوی پیروزی نهایی باز کند مگر اینکه مبارزه ای پیگیر و مداوم را با رفرمیسم که به راستی همچون خُره ای از درون طبقه کارگر را تضعیف می کند، در دستور کار داشته باشد. مبارزه پیشروان کارگری با رفرمیسم باید در ابعاد و زمینه های مختلف ادامه داشته باشد و چهره ی واقعی آن را که هر روز به رنگ و لباس دیگر در می آید، افشا نماید، و در غیر این صورت جنبش طبقه کارگر نمی تواند گام های استواری به جلو بر دارد. |