دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ارومیه:

کمون پاریس به مثابه تجلی اراده ی انسان


یازدهم فروردین هشتاد و هفت


18 مارس 1871 تاریخ بشر شاهد از سر گذراندن یکی از نقاط عطف خویش است. کمون پاریس، پرچم پیروزی هرچند نابالغ پرولتاریاست. « پرچم کمون، پرچم جمهوری جهانی است.» (1) برای اولین بار در تاریخ حکومتی سرکار می آید که در جهت جامعه ای بدون طبقه حرکت می کند.
« تاریخ همه ی جوامع تاکنون تاریخ مبارزه ی طبقاتی بوده است.» (2) طبقاتی که در گذر زمان متحول و دگرگون شده و به شکل نهایی و پیشرفته ـــ و درعین حال ساده ی ـــ امروز رسیده اند: پرولتاریا و بورژوازی. بدون شک پرولتاریا در سال 1871 هنوز نابالغ است، هم چنان که بورژوازی؛ هنوز رؤیاهای دوران کودکی اش را در سر دارد؛ هنوز راه اش را به مثابه برگی از تاریخ ـــ و برگی بزرگ و شاید بزرگ ترین برگ تاریخ ـــ بازنشناخته است. کمون پاریس اما به معنایی تجلی اراده ی پرولتاریاست؛ تجلی اراده ی انسان است. کمون پاریس با همه ی کاستی ها و کمبودهای اش ـــ که ناشی از به بلوغ نرسیدن پرولتاریا و مبهم بودن خواست ها و راه مبارزه برای این خواست هاست ـــ ، بی شک برگ درخشانی است در راه مبارزه برای جامعه ای فارغ از طبقات؛ برای جامعه ای آزاد و برابر. کمون نشان داد که آلترناتیوی برای نظام سرمایه ممکن است، و این امکان به یک معنا باید افق مبارزه ی طبقه ی کارگر باشد.

« سوسیال دموکرات عامی، که اخیراً واژه ی دیکتاتوری پرولتاریا دوباره به گوش اش خورده، از شنیدن آن به وحشتی سلامت بخش دچار شده است. بسیار خوب آقایان، خیلی مایلید بدانید این دیکتاتوری چگونه چیزی است؟ نگاهی به کمون پاریس بیندازید، خواهید دید که این همان دیکتاتوری پرولتاریاست.» (3)

پانوشت ها :
1. مقدمه ی انگلس بر "جنگ داخلی در فرانسه،1871" نوشته ی مارکس.
2. مانیفست کمونیست، بخش اول.
3. آخرین پاراگراف مقدمه ی انگلس بر "جنگ داخلی". البته باید یادآور شد که این توضیح ناظر بر تبیینی از جامعه ی آن زمان و مبارزات طبقه ی کارگر و امکانات و اهداف این مبارزه در آن روزگار است. البته مثال آوردن کمون پاریس به مثابه دیکتاتوری پرولتاریا در معنای عام آن هنوز نیز معتبر است، هرچند در شکل خاص تر، کمون کوششی در راه تحقق این دیکتاتوری در شرایط به لحاظ تاریخی خاص خود است.

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ارومیه