| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
1- فردين نگهدار ٢- بهزاد سهرابی ٣ - وفا قادری :
کمیته ی هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری"رو به آینده
سوم اسفند ماه هشتاد و شش
منبع وبلاگ فانوس
مبارزات و تلاشهای فعالان کارگری برای سازماندهی و ايجاد تشکل های مستقل از دولت و شوراهای اسلامی و خانه ی کارگرجهت مقاومت و دفاع از مطالبات کارگران ، به ويژه پس از دستگيری برگزارکنندگان اول ماه مه ١٣٨٣ سقز ، روزنه های اميد بسياری را گشود. اين تلاشها و مبارزات با اعلام موجوديت " کميته پيگيری ايجاد تشکل های آزاد کارگری" " کميته هماهنگی برا ی ايجاد تشکل کارگری " و " اتحاد کميته های کارگری " به بار نشست. انتشار فراخوان کميته هماهنگی و تأکيد بر ايجاد تشکل کارگری به نيروی خود کارگران و بدون نياز به کسب مجوز از دولت در آستانه ی اول ماه مه ١٣٨۴ برای فعالانی که از پس سالها سرکوب و ارعاب هنوز دغدغه ی رهايی کارگران به نيروی خود را داشتند ، مايه دلگرمی و اميدوارکننده بود. انتشار سند هويت و اساسنامه ی کميته هماهنگی و ترسيم اهداف کميته نشان از عزمی جدی و وجود اراده و انسجام در اعضای آن برای سازماندهی کارگران داشت. تعيين هدف و ترسيم افق برای آينده يعنی ايجاد تشکل سراسری کارگران با رويکرد ضد سرمايه داری و به نيروی کارگران و بدون نياز به کسب مجوز از دولت به ويژگيهای اصلی کميته هماهنگی بدل شد.ترسيم و بيان افق و دورنما يعنی فعالان کميته هماهنگی برای ايجاد تشکلهای مستقل و آزاد کارگری درمراکز کار و توليد و در محيط های زندگی مبارزه می کنند ، اين تشکلها ممکن است با مبارزات کارگران و فعالان کارگری و يا در پی برقراری آزادی های نيم بند و برای همراهی با سياست های سازمان جهانی کارو درجهت تقويت سه جانبه گرايی و ادغام در اقتصاد سرمايه داری جهانی به وجود آيد ، سپس هدف و نقش کميته هماهنگی تا متصل و هماهنگ کردن اين تشکلها و فعالان تا فراخوان به ايجاد تشکل سراسری وضد سرمايه داری کارگران ايران ادامه می يابد. در خلال اين مدت حضور کميته هماهنگی در درون طبقه کارگر به تناسب نوپا بودن ، پراکندگی اعضاء در کشور و وجود مشکلاتی در درون کميته ، نسبت به اعتراضات و تحولات کارگری واکنش نشان داده و همواره ضمن همگام و همراه بودن با کارگران معترض ، در حد توان و امکاناتش حضوری زنده و فعال داشته است. کميته با درک و تحليل يکپارچه از آثار و عواقب حاکميت سرمايه داری نسبت به روند روز افزون استثمار کارگران ، به وجود کودکان کار و خيابانی ، به استثمار زنان و دختران ، به اعلام مواضع پرداخته و متأ سفانه تنها در دو مورد سکوت رسمی کرد. عدم اعلام موضع رسمی درباره حمايت از سنديکای کارگران شرکت واحد و تعيين ١۵ فوريه ، به نام روز کارگران ايران ، از سوی کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری در پايان سال ٨۴ در درون و بيرون از کميته باب انتقاداتی را گشود.در هر دو مورد نظرات متفاوتی در درون اعضای کميته بوده و هست و صاحبان هر دو ديدگاه مواضعشان را به صورت فردی بيان داشته اند. به رغم وجود حمايت وسيع از اعتصاب کارگران شرکت واحد در درون کميته و نيز تعيين روز ١۵ فوريه برای حمايت از کارگران ايران ، در پی ارسال نامه ی محمود صالحی به دبير کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های آزاد کارگری می بايست حق مطلب ادا می شد و از سوی کميته اعلام حمايت رسمی به عمل می آ مد. چرا که معتقديم علاوه بر نداشتن توهم ، بايد از هر فرصت و امکانی برای بازتر کردن فضا به نفع کارگران سود برد. به نظر ما ، مهمترين عامل عدم اعلام موضع رسمی و حمايتی از اين دو مورد ، نبود اراده ی منسجم و قاطع در درون هيئت اجرايی آن زمان کميته برای تصميم گيری بود. به مرور و با حاکم شدن اراده ی اکثريت هيئت اجرايی ، تلاشهايی برای واقعی تر شدن چهره ی کميته انجام شد که برای مثال می توان به تغيير مديريت و اداره ی سايت کميته از فردی به شورايی و رويکرد بازترآن به وقايع جنبش کارگری و نيز اتخاذ تصميم جهت اعلام پاسخ مثبت به فراخوان " اتحاد کميته های کارگری " برای شرکت در تشکيل " شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری " بود. نتيجه آنکه ، کميته هماهنگی به لحاظ رويکرد راديکال و جدی اش به جنبش کارگری مبنی بر نداشتن توهم به نهاد های سرمايه داری ، تأکيد بر نيروی خود کارگران برای رهايی و عدم نياز به کسب مجوز از دولت برای ايجاد تشکل اميدها و توقعات بسياری از آن ميرود.اما واقعيت اين است که به دليل حاکميت اختناق و سرکوب در جامعه و نيز وجود ناامنی شغلی و گسترش فقر و بيکاری و عکس العمل شديد کارفرمايان در قبال هر گونه تحرک و تلاش کارگران برای سازماندهی خود در محيط های کار به عنوان مهمترين موانع تشکل يابی کارگران ، حرکت رو به رشد کميته هماهنگی کند و در حد انتظار نبوده است. از سوی ديگر کميته هماهنگی بستری است برای ايجاد تشکل سراسری ، پس بايدپيش شرط ها و زمينه های آن از قبل فراهم آيد .پس وضعيت و نقشه عمل ها و راهکارهايش به مراتب پيچيده تر خواهد بود زيرا که همه ی اعضا و فعالينش در يک صنف و رشته کاری خاص و مشترک نيستند تا بتواند ، مثلا" ، به مانند شرکت واحد اقدام به ايجاد تشکل نمايد هر چند که اساسا" تشکل مورد نظر کميته از جنس آن نيست يعنی فقط از کارگران يک صنعت خاص تشکيل نمی شود و همانگونه که در سند هويت و بعد ها در مقدمه اساسنامه آمده است ; کميته هماهنگی ضمن ترجيح ساختار شورايی برای تشکل مورد نظرش ، قائل به اين است که انواع ديگر تشکل های کارگری مانند کميته ها ، انجمن ها و سنديکای کارگری نيز می توانند ضد سرمايه داری باشند . بنا براين کميته به درست بر امکان پذير بودن ايجاد تشکل های ديگر با ساختارهای متفاوت و البته با جهت گيری و رويکرد ضديت با سرمايه صحه گذاشته است و اين به معنی آنست که چنانچه در آينده کميته بنا به وضعيت و جايگاه اش در درون کارگران و نيز برتری توازن قوای طبقاتی در درون جامعه موفق به فراخوان به تشکيل هيئت موسس تشکل سراسری و ضد سرمايه داری کارگران ايران شود ، ممکن است تشکل های ديگری با رويکرد ضد سرمايه داری توسط فعالين و کارگران ديگری ايجاد شوند که به عضويت کميته هماهنگی در نيامده باشند اما تشکل شان همسو و همراستا با تشکل مورد نظر کميته باشند بنابراين کميته ضمن به رسميت شناختن آنها تلاشش را جهت تقويت و گسترش جبهه ی مبارزه ی طبقه کارگر عليه سرمايه داری ادامه می دهد. در اين پروسه پيچيده و طولانی و وجود گرايشات مختلف در درون کميته هماهنگی و نيز طبقه کارگر، نه تنها بايد به شيوه های مختلف سازماندهی توده های کارگران در محيط های کار و زندگی اقدام کرد بلکه همزمان بايد به راهکارهای تقويت جبهه ی ضد سرمايه داری انديشيد تا سرانجام کارگران با متشکل شدن در حزب برآمده از دل مبارزاتشان به هر گونه استثمار انسان از انسان پايان دهند. از اعضای کميته هماهنگی سنندج فروردين 1386 سه شنبه 30 بهمن1386
|