حمید قربانی:

باز هم اعدام، باز هم فاجعه


بیست ونهم مرداد ماه هشتاد و هفت



به نقل از به پیش! شماره 31 سه شنبه 29 مرداد 1387، 19 آگوست 2008

سحرگاه روز یکشنبه 6 مرداد ، ماشین انسانکش رژِیم ضد انسانی جمهوری اسلامی سرمایه، در زندان اوین به کارافتاد و باز هم فاجعه افرید. در این روز مزدوران سرمایه جان 30 انسان را با به داراویختن آنهاگرفتند. قاضی مرتضوی یکی از هار ترین قاضی های بیدادگاههای جمهوری اسلامی این کشتاررا در جهت ایجاد یک جامعه اسلامی توصیف کرد. او جرم این قربانیان جامعه اسلامی سرمایه را ورود و صدور و پخش مواد مخدر و...اعلام نمود. اما کیست که در آن جامعه زندگی کند و نداند که واردکننده گان، تولید کننده و توزیع کننده گان اصلی مواد مخدر خود جانیان حاکم بر جامعه ایرانند.

چندی قبل نیز شاهرودی جنایتکار رئیس قوه بی آبرو وحیثیت قضائیه اعلام کرده بود که دست بریدن، چشم در آوردن و شتم وضرب متهمان به دزدی و اخلال عمومی وباصطلاح اراذل و اوباش در ملاعام بهترین وسیله تزکیه نفس جامعه اسلامی می باشد.البته این کار بدست دم کلفت حکومت جهل و جنایت سرمایه، برخر سوار کردن و گرداندن مجرم با سر نیمه تراشیده و افتابه به گردن را درکنار مجازاتهای جنایتکارانه ، برای تأثیر بیشتر بر روی مردم از روشهای معصومین پسندانه بر شمرده بود.
اما اخباری که قبل و بعد از این کشتار دسته جمعی اعلام شد، علل اعدام ها را طوری دیگر اعلام می کنند. برطبق گزارش خبر نامه شیرازو از قول یکی از بیدادسراهای تهران، "این افراد ازجمله کسانی هستند که سال گذشته به جیره بندی بنزین اعتراض کردند و به دلیل آتش زدن چند پمپ بنزین و به جرم تخریب اموال عمومی بازداشت شدند، اما اکنون به عنوان اراذل و اوباش و قاچاقچی پای چوبه دارمیروند..."دیگر اینکه یکی از وکلا بنام محمد مصفائی که وکالت پرونده متهمان و مجرمان نوجوان را بعهده دارد، می گوید: "آنگونه که من خبردار شده‌ام، اینها افراد خاصی هستند و عنوان اشرار را به آنها داده‌اند. تاریخ اعدام این سی نفر هم به روال عادی نیست. معمولا چهارشنبه آخر هر ماه، دادسرای جنایی تهران اعدام‌ها را اجرا می‌کند، اما اینها قرارست روز یکشنبه اعدام شوند. اینها کسانی هستند که یا در دادگاه‌های انقلاب محاکمه شده‌اند یا در دادگاه‌های ویژه جرایم خاص."*1

آری جمهوری اسلامی سرمایه وسرمایه داران با دست بدست کردن اسناد مالکیت کارخانجات، تعدیل نیرو، بستن کارخانه ها ، اخراج کارگران و ایجاد میلیون ها بیکار، نپرادختن حتی دستمزدهای ناچیزیکه کارگران برایش رنج کشید ه اند و با ایجاد باندهای مافیائی وارد و توزیع کننده اجناس و در نتیجه گران نمودن مایحتاج اولیه زندگی مردم رنج دیده، هر روز بر تعداد بی چیزان و فقرای جامعه می افزایند. از طرف دیگربا بر پا نمودن چوبه های دارو تبدیل آنها به صحنه های نمایشی بوسیله دستگاههای ارتباط جمعی اشان، می خواهند که از مبارزه به جان آمدگان و اعتراض وتعرضشان جلوگیری نمایند. این اعدام ها بیش از هر چیز دیگری علت سیاسی دارند و آن هم ایجاد رعب ووحشت بیشتر درجامعه می باشد. این نوکران سرمایه بدین وسیله، ادمکشی خود را دارند به رخ کارگران وزحمتکشان جامعه می کشند وبه جای جواب دادن به خواست های انسانی مردم رنج دیده ، زنده بودن خود را با برپائی چوبه های دار، دست و پا بریدن وچشم در آوردن نشان میدهند.

این که تا چه زمانی این وحشیگری و انسان کشی ادامه خواهد داشت، بیش از هر چیر دیگر به متحد و متشکل شدن کارگران و دیگر اقشار زحمتکش و تحت فشارمردم و جمع شدن به گرد طبقه کارگر، بستگی دارد و نه چیز دیگری! فقط با چنین سیاست و استراتژی است که میشود رژیم را عقب راند و با سرنگونی اش بدین بربریت پایان داد. زیرا کارگران هستند که هم خواهان یک جامعه انسانی اند که در آن از نداری، بیکاری، فحشا و بیخانمانی خبری نیست، وجرم وجنایت که زاده جامعه طبقاتی و بویژه سرمایه داری هستند پایان می یابد وبه طریق اولی دیگر دلیل و بهانه ای برای زندان، شکنجه و اعدام نیست؛ هم اینکه توسط نقش شان درتولیدو توزیع نعم مادی جامعه، توان سرنگونی سیاسی اقتصادی نظام سرمایه را دارند و می توانند درمرحله اول رژیم منحوس و پوسیده اسلامی، رژِیم شکنجه واعدام های هر روزه، رژیم قتل عام های زندانیان سیاسی دهه شصت که در آنها بالغ بر صد هزار انسان کمونیست، سوسیالیست و مترقی و ازادیخواه کشتار شدند را جاروب کرده و به زباله دانی تاریخ بسپارند. به امید آن روز.

*1 وبلاگ وبگردی