س. آزاد :

بردگی در دوران ما


شانزدهم اسفند ماه هشتاد و شش


مترجمه: س. آزاد
به نقل از به پیش! شماره 28 پنجشنبه 16 اسفند 1386، 6 مارس 2008

"برد گی در دوران ما" عنوان مقاله ایست که بتاریخ نهم دسامبر 2007 در روزنامه سوئدی "اخبارروز" داگنز نیهتر به چاپ رسید. دراین مقاله دان یونسون(1) از جمله کتاب "الغای برد گی" (2) نوشته جامعه شناس انگلیسی کوین بیلس(3) رامعرفی میکند. برگرداندن این مقاله را بیفایده ندیدیم.

همزمان بافرارسیدن شب در روستایی در ایالت اوتراپرادش درهندوستان, چند مرد مضطرب دربیرون ده,در پناه تاریکی شب ودرحالیکه تنگاتنگ هم دریک جیپ نشستنه اند, منتظر علامت تاییدازیک گشتی پلیس هستند. وقتی پلیس بالاخره سروکله اش پیدا میشود باید جنبید. فرجه کوتاه است, تنها چند دقیقه. به سرعت وقبل ازاینکه کسی دست و پایش راجمع کند,خودرابه آلونک هایی, که میدانند کودکی یا کودکانی را درآنجا پنهان کرده اند، میرسانند ودرها را بالگد بازمیکنند. این افرادبرای یک سازمان هندی بنام بال ویکا س(5)کار میکنند, بدون دستمزد, بابخطر انداختن جان خویش وبرای نجات کودکان ازبرد گی. تازه خیلی وقتها خود پلیس نیز چوب لای چرخشان میگذارد. این عملیات بشدت خطرناکند چون تنها پس ازشروع حمله معلوم میشودکه آیا پلیس با برده داران همدست بوده یا نه. اگر همه چیز خوب پیش برود, میتوان دریک شب دهها کودک رانجات داد وگرنه این عملیات میتواند به مرگ این داوطلبان بیانجامد. کودکانی که دراین روستای کوچک هندوستان ودراسارت به کار بافندگی وادار میشوند, تنها قربانیان برد گی مدرن نیستند. صحبت ازمیلیونهاست.

در بعضی نقاط هندوستان, زمینداران تمامی اهالی چند روستا را به برد گی واداشته اند آنهم از راه وامدار نمودن اهالی. وامی که چندین نسل را مقروض نگاه داشته واز نسلی به نسل دیگر به ارث میرسد. در غنا وسایر کشورهای آفریقای غربی, بهره کشی از نیروی کاربردگان برای تولید پنبه وکاکائو رایج میباشد. سالیانه ده هاهزار نفر را جهت کار اجباری وبی جیره مواجب درکشاورزی, کارهای خانگی وروسپی گری به اروپای غربی وآمریکا روانه میکنند. تعداد این بردگان چقدر است؟

کوین بیلس که از متخصصین بنام در این زمینه میباشد, رقم 27 میلیون را تخمین میزند. طبیعتا آمار واقعی, با توجه به غیر قانونی بودن برده داری درهمه کشورها, بالاتراز اینهاست وتا حدودی نیز به تعریف ما از "برد گی" بستگی پیدا میکند. بنظر کوین بیلس برد گی یعنی کار اجباری, بدون دستمزد واغلب همراه با تهدید. درطول تاریخ از شیوه های گوناگونی برای مشروعیت بخشیدن به این انقیاد استفاده شده است. دیروز حق قانونی مالکیت بر بردگان,امروز اغلب از راه مقروض نمودن افراد.

با این حساب, تعداد بردگان امروزه به دو برابر تعداد بردگانی میرسد که در کل سالهای اوج برده داری از راه اقیانوس اطلس انتقا ل داده شدند. کوین بیلس در کتاب اخیر خود, رشد بی سابقه جمعیت, جهانی شدن اقتصاد (گلوبالیزاسیون) وسختگیری هرچه بیشتر کشورهای ثروتمند علیه پناهندگان رااز جمله عواملی میداند که باعث ارزانتر وسهل الوصول تر شدن نیروی کار بردگان شده اند.

اگر خرید یک برده در دهه 1850 در آمریکا بالغ بر چهل هزار دلار, به ارزش پول امروز, هزینه دربر داشت ویک سرمایه گذاری دراز مدت تلقی میشد امروزه بردگان حکم یک کالای مصرفی را دارند آنهم با قیمت متوسط 90 دلار در بازار جهانی. با در نظر گرفتن این آمار, واضح است که افشاگری های اخیر درمورد شرایط استخدامی کارگران کشاورزی در سوئد وکار کودکان برای شرکت هنس & موریس(6) تنها مشتی ست نمونه خروار, آنهم مشتی بسیار کوچک.

امروزه تجارت پرسود بردگان بطور حرفه ای در سطح جهان جریان دارد. کوین بیلس کشورهای جهان را ازنظر تعداد بردگان رده بندی نموده که البته خواندنش باعث سربلندی وسرافرازی نیست. کشور کوچک سوئد بارقم تخمینی 2 تا 3 هزار برده در انتهای لیست جای میگیرد. اما وقتی تعداد بردگان را با جمعیت کشور مربوطه مقایسه کنیم, موی برتنمان سیخ میشود چرا که درآن صورت سوئد مقامی حتی بالاتر از مکزیک, روسیه ومراکش کسب میکند.

پس کجاست آن بال ویکاس کشورهای متمول؟ کوین بیلس که در دو کتاب قبلی خود سعی کرد تا زنگ خطر را بصدا درآورد, در کتاب اخیر خود "الغای برد گی" سوال مشخصی را مطرح میکند مبنی براینکه ما چه میتوانیم بکنیم؟ او که خودعضو سازمان آمریکایی "بردگان را آزاد کنید"(7)

میباشد, سعی دارد تا خوشبین ودرعین حال واقع بین نیز باشد. وی ضمن انتقاد از خود مینویسد که این فعالیت ها گاها نتایج نامطلوبی نیز ببار آورده اند وتوضیح میدهد که چگونه وی در سفری به کشور نپال نقش بسزایی در بیداری افکار عمومی داشته که این بنوبه خود باعث شد تا پادشاه نپال,

برد گی از راه مقروض نمودن افراد را غیرقانونی اعلام کند. بمرور وبموازات آشکار شدن نتایج این قانون, یعنی بیرون رانده شدن هزاران زارع از خانه های خود, شادی و غریو عمومی نیز فروکش کرد.

کوین بیلس هم چنین تایید میکند که نتایج عملیات نجات بال ویکاس نیز جای بحث دارد. نجات یک کودک اگر چه بسیار پرارزش است اما در عین حال میتواندباعث تباهی زندگی کودک دیگری شود چرا که برده داران بدون هیچ پیگرد قانونی وبراحتی کودکان دیگری را به برد گی وامیدارند. بنظر کوین بیلس آموزش ومبارزه با فقر, دریک پروسه بلند مدت, راه حل این مشکل است چراکه انسانهای آزاد برای اقتصاد جامعه مفید هستند. وی همچنین به گلوبالیزاسیون به چشم یک نیروی نجات بخش مینگرد. کوین بیلس در ادامه مینویسد که سود برده داری به جیب کسانی میرود که تقریبا همگی شان قدرتمندان محلی ویا جزو باندهای تبهکار میباشند. اما شرکت های بزرگ چند ملیتی به افکار عمومی وانتقاد رسانه های جمعی توجه داشته وسعی میکنند تا رسوایی هایی ازاین قبیل دامنگیرشان نشود. آنهایی که به این شرکت ها بدگمان هستند, معتقد ند که این شرکت ها طوری عمل میکنند که بتوانند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند. بنظر میرسد که طبق معمول میتوان به آسانی جنبه های سیاسی و اجتماعی این مسئله راکم رنگ نموده وبا پیش کشیدن موعظه های اخلاقی ومسئولیت های فردی, مسئله را لوث نمود. خوشبینی کوین بیلس جای تحسین دارد اما چگونه میتوان قبول کرد که27 میلیون انسان بارضایت خاطر به زندگی برده وار تن دهند بدون اینکه کسی بکارشان نیاز داشته باشد. همانطور که کوین بیلس خود مینویسد, محصول کار این بردگان در معادن, با فندگی ها و در تولید کاکائو بندرت برای تامین مایحتاج محلی ست. کار این بردگان یکی از پیش شرط های پایین نگاهداشتن قیمت مواد خام در بازار جهانی است. کاری که بدون آن مسلما شاهد صعود شدید قیمت ها, از تی_ شرت گرفته تا تلفن همراه, خواهیم بود. امری که بنوبه خود منجر به کاهش مصرف وپایین آمدن نرخ رشد میگردد. تصور پیامدهایی که این دو برای اقتصاد جهانی بهمراه خواهند داشت, کار چندان مشکلی نیست. کدام اقتصاددان لیبرالی شهامت آنرا دارد که پیشقدم شود و اعلام کند که زندگی برده وار, بهترین آلترناتیوبرای بردگان زمان ماست؟

عدالت امکانپذیر است اما بهای خود را دارد.

Dan Jönsson1-
Ending Slavery2-
Kevin Bales3-
Uttra Pradesh4-
Bal Vikas5 -
6-یک شرکت بزرگ زنجیره ای تولید و فروش پوشاک
Free the Slaves7-