مرداد 87
به نقل از به پیش! شماره 31 سه شنبه 29 مرداد 1387، 19 آگوست 2008
طی سالهای بعد از انقلاب جامعه ما بارها شاهد رشد تورم ، افزایش قیمتها و در نهایت رشد تضادهای طبقاتی بوده است. در جریان جنگ هشت ساله ، در دوره به اصطلاح باز سازی پس از جنگ ، در جریان رشد قیمت سوخت و تورم های سالانه و ... شاهد بودیم که چگونه فقر در جامعه گسترش یافت و بسیاری از کارگران و مردم فقیر تر شدند . در ادامه این روند و سیاست اقتصادی بین المللی نئولیبرالیسم که از طریق صندوق بین المللی پول، بانک جهانی ، سازمان تجارت جهانی و... پیش می رود، بازپس گیری حد اقل دست آوردهای کارگران و مردم در دستور کار قرار گرفته و رشد قیمت کالاهای اساسی شتاب گرفته است. خصوصی سازی و به موازات آن تبدیل نمودن کارگران به کارگرانی روز مزد و ساعتی بدون هیچ پوشش حمایتی از جمله تغییرات ساختاری سرمایه داری جهانی است که بیش از پیش کارگران و مردم را تحت فشار قرار می دهد تا فوق سودهای نجومی به جیب اربابان جهان سرازیر گردد. نرخ بیکاری چنان ابعادی یافته که حتی اقتصاددانان بورژوازی نیز بارها هشدار داده اند. در چند ماه گذشته قیمتهای جهانی گندم، برنج و سوخت، باعث شده تا زندگی همه مردم دنیا - بجز بالا دستی های جامعه- تحت تاثیر قرار گیرد و شکاف بین دو قطبی جامعه افزایش یافت. این مسئله حتی در کشورهای امپریالیستی و پیشرفته صنعتی نیز خود را نشان داد و در کشورهای "جهان سوم" فقر و سیه روزی بیشتری بهمراه آورد.
در ایران نیز طی چند سال گذشته ، در جریان تغییرات ساختاری ، تهاجم همه جانبه ای به دست آوردهای حد اقل کارگران صورت گرفت و با رشد تورم و بالا رفتن قیمتها اکثریت جامعه به سمت فقیر تر شدن سوق داده شدند و تعداد افراد زیر خط فقر مطلق از چهارده میلیون نفر گذشت. امید به آینده در چشم انداز مردم و بخصوص جوانان در هاله ای ازمه ناپدید شده و بیشتر گذران امور روزانه و پس رونده به امری عادی در بین مردم تبدیل شده است. اما سرمایه داری شکم سیر شونده ای ندارد و در چند ماه گذشته رشد تورم بازهم شتاب گرفت و ایران را از بین 170 کشور جهان در مقام چهارم به لحاظ رتبه رشد تورم ، پس از زیمبابوه،گینه و اریتره قرار داد. یعنی پس از چهار کشوری که شدیدا فقیر هستند و درگیر، درگیری های داخلی و سیاسی و بحران آب و ... هستند قرار داد. تعداد کارخانه های ورشکسته و بحرانی در ایران افزایش یافته و بیکار سازی و اخراجهای دست جمعی گسترش یافته است. قیمت بنزین، مواد غذایی و مسکن تاثیر منفی زیادی بر زندگی مردم داشته و ضربه سختی بر اندام اکثریت جامعه وارد اورده است.
اما همه تغییرات ساختاری که در چند سال گذشته و حتی در چند ماه گذشته در ایران انجام شده است در مقایسه با آنچه که قرار است در آینده نزدیک به وقوع بپیوندد کوچک به نظر می آید. برنامه اقتصادی که توسط رئیس جمهور اعلام شده و در واقع در راستا و در ادامه تغییرات ساختاری جهانی قرار است انجام شود ظاهرا تفاوتی با آنچه تا به حال بوقوع پیوسته است، ندارد. اما آنچه این شرایط را با تغییرات ساختاری ضد مردمی گذشته تا حدودی متمایز می نماد، رشد تورم و بالا رفتن قیمتها در مدت زمان کوتاهی است. "طرح نوین اقتصادی" ،طرح حذف سوبسیدها بویژه در مورد انرژی هاست. با اجرایی شدن این طرح قیمت برق، گازو گازوییل چند برابر افزایش می یابد و در نتیجه قیمتهای دیگر تابع حمل و نقل که شامل اکثرکالا ها می گردد شدیدا افزایش خواهند یافت و پس از آن حذف همه سوبسیدها در دستور کار قرار دارد. رشد قیمتها و افزایش تورم در شرایط کنونی که یک دوره بحرانی را طی نمودیم باعث ایجاد یک شوک اقتصادی به جامعه خواهد شد. میلیونها نفر دیگر به زیر خط فقر مطلق رانده خواهند شد و میلیونها نفر نیز فقیر تر می گردند. بسیاری از "مردم بینابینی" زیر پایشان خالی خواهد شد و در ورطه فقر و تنگ دستی غوطه خواهند خورد. طرح جدید دولت که یک کلاه برداری آشکار است تا با پرداخت بخش کوچکی از سوبسیدها بطور مستقیم به مردم بخش بزرگی از دست رنجشان را به جیب بزنند، شدیدا جامعه و بخصوص طبقه کارگر را تحت فشار قرار خواهد داد.
پر واضح است که همه اینها نتیجه ای جز تشدید تضاد کار و سرمایه در بر ندارد، اما رشد تضاد طبقاتی در موقعیتهای متفاوت نتایج متفاوتی ببار می آورند که ضروری است آنرا در جامعه ی ایران و در این مقطع ارزیابی نماییم.
در چند سال گذشته به موازات رشد تضاد طبقاتی کار و سرمایه ، شاهد رشد جنبش کارگری نیز بوده ایم . اما این مبارزات همانطور که می دانیم ، دارای ویژگی های خاصی است. مبارزات در کارخانه های بحران زده و یا تعطیل شده، کفه اصلی مبارزه طبقه کارگر بوده اند. البته مبارزات دیگری نیز در جریان بوده اند که خود در دو راستای متفاوت پیش رفتند. از یکسو مبارزات دیگر کارگران مثلا برای افزایش دستمزد و برای دیگر مطالبات اقتصادی که در جریان بوده است . این مبارزات عموما خفیفتر و کمرنگر جریان داشته و کارگران "آب باریکه" زندگیشان را در این موقعیت کمتر به مخاطره می اندازند. از سوی دیگر حرکات انفجاری و مقطعی بوده، که مردم و کارگران به عنوان واکنشی بروز داده اند. مثل آتش زدن پمپ بنزینها در مقطع افزایش قیمتها. و یا در سالهای گذشته اعتراضات در شهرهای اراک، مشهد، قزوین، اسلام آباد و ... روی داد. در همه این موارد، یک جرقه باعث شعله ور شدن خشم مردم و کارگران شد و البته به همان سرعتی که شعله ور شدند، چون بدون هیچ برنامه ریزی و سازماندهی بودند خاموش گردیدند. در واقع اینها شورشهای مقطعی و خیابانی بودند که به هر شکل جزئی از مبارزه و بر آمد جنبش کارگری و مردم تحت فشارمحسوب می گردند. آنچه در همه این مبارزات مشهود بوده فقدان تشکل و سازماندهی است. هر چند، در چند سال گذشته تحرکاتی چه در سطح فعالین کارگری( مثل ایجاد کمیته های کارگری) و چه در سطح کارگران( مثل سندیکای کارگران شرکت واحد و یا هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه) صورت گرفته ، اما با وجود استبداد حاکم و قدر قدرتی آن ، نتوانسته در طبقه کارگر و در میان مردم ، نفوذی داشته باشد. در واقع رشد مبارزه طبقاتی به مدارجی نرسیده که بتواند این مانع را بطور نسبی هم کنار بزند و تشکلهای توده ای کارگری شکل بگیرند. این واقعیت که بیان فشرده مساوی نبودن توازن قوا و تدافعی بودن آن از طرف طبقه کارگردر مقابل دشمن را ثابت می نماید و در وضعیت فعلی همچنان به قوت خود پا بر جاست. در همین راستا باید شرایط آینده نزدیک را در جریان اجرای "طرح نوین افتصادی" را بررسی نمود.
قبل از این کار بد نیست نگاهی به مبارزات کارگران، در چند نقطه جهان، در چند ماه اخیر داشته باشیم. کارگران مصر در یک اعتصاب بزرگ و تظاهرات خیابانی به افزایش قیمتها اعتراض نمودند. این اعتراض گسترده توسط اتحادیه های کارگری سازماندهی شده بود، که با سرکوب گسترده ای نیز مواجه گردید. در جریان سرکوبها عده زیادی بازداشت و چند نفر نیز کشته شدند.
کارگران آفریقای جنوبی در سه استان در اعتراض به افزایش قیمتها اعتصاب نمودند و اعلام کردند، چنانچه این روند ادامه یابد، در هر 9 استان این کشور اعتصابات گسترده ای انجام خواهند داد. این اعتصابات نیز توسط اتحادیه های کارگری آفریقای جنوبی سازماندهی شده بود. اعتراضات گسترده کارگران در دو کشور مصر و آفرقای جنوبی باعث شد تا سدی در مقابل دولت سرمایه داران آن کشور ها بوجود بیاید و فعلا روند افزایش قیمتها متوقف گردد. اما در بسیاری دیگر از نقاط دنیا این اعتراضات تا این حد گسترده انجام نگرفت و نتوانست سد و مانعی در راه پیشروی سرمایه داری ایجاد نماید. جامعه ما و طبقه کارگر ایران ، بر سر این دو راهی قرار خواهد گرفت، آیا ممکن است در مقابل تهاجم گسترده ای که پیش رو است ایستادگی نمود؟
ضعف طبقه کارگر در ایران همچنان عدم تشکل و سازماندهی است و به درستی فعالین کارگری این امر مهم را در سر لوحه وظائف خود قرار داده اند تا به کارگران کمک نمایند تا تشکلهای خود را به نیروی خود ایجاد نمایند. اما می دانیم که در دنیای واقعی و بی رحم سرمایه داری هر خواستنی توانستن نیست و طبقه کارگر قادر نیست به سرعت و اراده گرایانه به این امر مهم دست یابد. در نتیجه در زمان شوک اقتصادی که به جامعه وارد می شود طبقه کارگر همانند کارگران متشکل مصر و آفرقای جنوبی ، قادر به مقابله سازماندهی شده نیست. از طرف دیگر نقطه قوت جنبش کارگری ایران این است که با وجود فقدان سازماندهی پتانسیلهای مبارزاتی و اعتراضی زیادی در خود دارد. مردم و جامعه کارگری ایران بیش از بسیاری از کشورهای دیگر سیاسی هستند وزمینه برای اعتراضات خود بخودی زیاد است. پر واضح است که در مقابل و از هم اکنون ، دستگاه سرکوب خود را برای روزهای بحرانی آماده می نماید و شمشیر دامکلسش را بربالای سر جامعه نگهداشته است . دولت با تصویب قوانین جدید، از هم اکنون به پیشواز مبارزات و اعتراضات رفته است. تعریف جرم سیاسی از سوی دستگاه قضایی و بررسی لایحه وبلاگ نویسان بر انداز که برای آنها اعدام را پیشنهاد داده است بیانگر این واقعیتند. از سوی دیگر افزایش پیگردها و بازداشتهای فعالین کارگری و دیگر فعالین اجتماعی ، گارد حمله جدید دولت سرمایه داران است.
اما بر اساس این پازل تغییر ساختاری که در حال اتمام است و شوک اقتصادی که به جامعه وارد خواهد کرد ، ما فعالین کارگری چه می توانیم بکنیم و حتی چه نباید انجام دهیم!؟ واقعگرایی و متناسب با آن اتخاذ تاکتیکهای مناسب ، مهمترین راه برای پیشروی و حتی عقب نشینی است. اگر ما از شرایط تحلیل مشخص و عینی نداشته باشیم و در هر گام به درستی تشخیص ندهیم که باید عقب نشینی یا تعرض نمود و حتی چنانچه راههای صحصیح تهاجم و عقب نشینی را نیابیم ، بهای زیادی پرداخت خواهیم کرد ، چرا که موقعیت جنبش کارگری و بویژه فعالین کارگری هنوز شکننده و ضربه پذیر است. از هم اکنون تلفیق دقیقتر از کار مخفی و علنی را باید با اجرا گذاشت. هر تشکل کارگری نه فقط بر مبنای شرایط حال بلکه در راستای موجهایی از سرکوب و یا رشد اعتراضات باید امادگی داشته باشد. بنا بر این ضمن استفاده از ظرفیتهای علنی خود باید دقیقا و سیستماتیک تر باید مخفی کاری را بکار ببندند تا با تغییر شرایط در هر یک از موجهای ایجاد شده قادر باشند خود را با آن تطبیق داده و از فعالین خود محافظت نمایند. هر گونه حرکات ماجراجویانه به آنها لطمه خواهد زد. طی یک سال گذشته حرکات ماجراجویانه دانشجویان ازادی خواه و برابری طلب در مقطع 13 آذر که به هر قیمتی می خواستند مراسمشان را بر گذار کنند و بل عکس کارگرانی که در اول ماه مه با توجه به شرایط سرکوب و محاسبه توازن قوا از اقدام ماجراجویانه پرهیز نمودند، تجربیات بزرگی است که باید از آنها درس گرفت. باید مبارزه را امری دراز مدت و عینی و جدال واقعی بین دو نیروی متخاصم دید ، که بطور دائم و در هر لحظه و مقطع باید بر آوردی از نیروها و موقعیتهایشان بدست دهیم. بر این مبنا قادر خواهیم شد تا با کمترین هزینه بیشترین فعالیت را انجام دهیم و جنبش کارگری را برای پیشروی یاری نماییم.