سارا سپهري :

كارد ديگر به استخوان رسيده است !


بیست وششم بهمن ماه هشتاد و شش


25 بهمن 1386, بوسيله ى سپهر
در سايت ببينيد : ارسال شده برای سلام دمکرات
اين روزها فقر و گراني بيداد ميكند و بسياري از اعتراضات مردمي علاوه بر فضاي اختناق و گرفتن آزاديهاي اساسي، بخاطر فقر فزاينده و نداشتن قدرت خريد براي اقلام ضروري هم هست. درآمدهاي نفتي ايران به جيب حاكمان ولايت فقيه ميرود و مردم از آن كوچكترين سهمي ندارند.غارتگري و چپاول در رژيم حاكم نهادينه شده ولي سهم مردمِ كمدرآمد كشورمان از اين ثروت ملي، فقر و گراني است.عمق فقر در جامعه ملازده، بقدري است كه خودِ رسانههاي حكومتي، ناچار به اعتراف آن هستند و تنها گوشه كوچكي از اين مشكلات و معضلات مردم را منعكس ميكنند و اعتراف ميكنند كه: “ اقتصاد ايران در زير سايه فقر قرار گرفته است”و اين فقر كه هر ساله به اندازه 13درصد اضافه ميشود,تبديل به يك مانع بزرگ براي توسعه اقتصادي گرديده است. در تعريف فقر گفته ميشود كه جامعهٴ فقرزده، افراد را از توليدگري به مصرفكنندگي سوق ميدهد و با توجه به بلايي كه الان در كشور ما،بر سر توليدات داخلي آمده و جاي آن را واردات بيرويه گرفته است،اين مسئله وضوح بيشتري به خود گرفته است. وقتي كه توليد متوقف شود ديگر چشمانداز خروج از فقر، براي افراد آن جامعه از بين خواهد رفت.در نگاهي به آمار و ارقام سران چپاول گر دولت در رسانهها و نشرياتشان ميبينيم كه 12ميليون نفر زير خط فقر مطلق هستند با 6ميليون نفر حاشيه نشين در كشور و اعلام شده كه 40ميليون نفر هم بيمه نيستند. معاون اول احمدينژاد هم چندماه پيش با وقاحت اعتراف كرد كه چهارونيم ميليون نفر از جمعيت كشور با 30هزار تومان در ماه زندگي ميكنند. اين يعني خط فقر را رد كرده و در خط مرگ هستند. مردم از نداري و فقر، دچار مشكلات جدي شده و دريغ از ساماندهي اي كه اين بلايا را نقطه پاياني باشد. در يك آمارگيري محله اي شاهد بوديم كه تامين مسكن براي خيلي از مردم به يك آرزو تبديل شده است. 70 درصد ثروت توليد شده در كشور، در اختيار كمتر از 20 درصد جمعيت قرار گرفته است و اين گوياي گستردگي سطح زير خط فقر ميباشد.با توجه به اينكه درآمد زير 400هزار تومان را زير خط فقر اعلام كرده اند بايد نتيجه گرفت كه تمامي كارمندان دولت و كارگران و معلمان و پرستاران و بازنشستگان اين مملكت زير خط فقر زندگي ميكنند. تازه اين در شرايطي است كه همه اين افراد بطور مرتب حقوق ماهانه خود را دريافت كنند كه البته اين هم از آرزوهاي مردم شده است.طبق آمار سازمان فائو، كه يك ارگان بينالمللي خواربارو كشاورزي سازمان ملل است,در ايران شمار افراد مبتلا به سوءتغذيه حاد،در 10سال گذشته با افزايش 30درصدي مواجه بوده است. اين آمار به اين معني است كه يك سوم جمعيت كشور دچار سوء تغذيه و يا بعبارتي كمبود مواد ضروري براي سلامتي يك انسان هستند.اما در اين بين به اين قانون مندي بايد بيشتر از پيش ايمان آورد كه هر جا فقري هست حتماً كه كساني هستند كه اين حق طبيعي معاش مردم را بالا ميكشند و گردنهاي خود را كلفت ميكنند و جيبهاي كثيف خود را بزرگ تر!پس بايد دنبال آنهايي بگرديم كه اين حق را غصب كرده اند.روشن است كه علت اين فقر فزاينده,چيزي نيست جز اينكه درآمدها به جيب سران رژيم و آقازادهها و آخوندها ميرود. نگاهي به چپاول و غارت اين حكومت دزد در طول اين ساليان بياندازيم!!رشوه گرفتن پسر آخوند رفسنجاني از كمپاني توتال،بالغ بر 60 ميليون يورو فقط براي يك قرارداد نفتي بوده است.يا چپاول و دزدي دويست ميليارد توماني مديرعامل كارخانه مخابرات بر سر توليد گوشي تلفن همراه و يا هزينه هاي سرسام آور سفرهاي خارجي و داخلي سران سه قوه يعني شاهرودي و احمدينژاد و حداد عادل و وزراي كابينه دزدان سر گردنه !و يا در اين رابطه به آمارهاي نوري زير كه خامنه اي تنها در سفري كه اخيرا به يزد داشته اين صورت حساب را از خودش باقي گذاشته است,توجه كنيد:

1- تامين و هماهنگی در خصوص استقرار تيم های پزشکی و درمانی در طول مسير استقبال و سطح جاده های مواصلاتی،
2-آمادگی کامل بيمارستان های يزد،
3- تامين بيش از 200 دستگاه خودرو سبک،
4- تامين بيش از 500 دستگاه اتوبوس،
5- تامين پنج قطار جهت اعزام زائرين از شهرستانهای بافق، ميبد، اردکان و طبس،
6- تامين بيش از 80 کانتينر جهت برگزاری مراسم
7- تامين مهمانسرای مناسب برای اسکان چهار هزار نفر از مهمانان شرکت کننده در مراسم استقبال
8- هماهنگی و تامين غذای مورد نياز،
9- تامين بيش از 10 هزار پلاک مورد نياز جهت دريافت اشياء و وسايل مردم،
10- تامين 10 هزار تخته پتو،
11- ايجاد چندين چادر و ايستگاه جهت امداد گمشدگان،
12- بيمه کليه افراد شرکت کننده و کادر اجرائی،
13- تهيه بيش از 100 هزار بسته کيک و شير استريل جهت توزيع در ايستگاههای صلواتی،
14- تهيه بيش از يک هزار متر مربع برزنت جهت نصب در جايگاه های بازرسي
15- تامين سوخت مورد نياز خودروهای مرتبط با برنامه های اين سفر
16- تامين برق اضطراری محل های برگزاری مراسم،
17- نصب داربست های فلزی موردنياز،
18- ايجاد جايگاههای مربوط به سخنرانی و رفع موانع فيزيکی موجود در طول مسير استقبال.

بله! بايد از پاسداران مهرورز و عدالت گستر پرسيد,اين خرجها از جيب كيست؟ از سفره چند ميليون ايراني فقير و گرسنه به جيبهاي شمايان ريخته و دسترنج چند ميليون كارگر زحمت كش سفره هاي اشرافي شما را رنگين ميكند؟!در حاليكه افراد فقيري بخاطر فقر مفرط دست به خودكشي ميزنند,در حالي كه مردم بيچاره از نداري و بدبختي دختران و پسران خود را به فروش ميگذارند, در حالي كه مادران و پدران از شرم نداري همه زندگي و خانمان خود را به آتش ميكشند,در حالي دختران و پسران معصوم و خردسال اين آب و خاك در زباله ها پي غذا ميگردند,اين پولها و اين خرجهاي آنچناني براي چيست؟ از حلقوم كيست؟

آنچه بي ترديد است اينكه سرانجام اين وضعيت به يك انفجار خواهد انجاميد.انفجاري كه در راه است و ما آن را از اعتراضات گسترده مردمي و كارگري و دانشجويي در اقصي نقاط ميهنمان ميشنويم.در وهله اول بايد باعث و باني اين فقر فزاينده را كه ملاهاي حاكم بر ايران هستند از بين برد.بايد كه اين حكومت را در تماميت نابود كرد.اين حكم تاريخ بوده و هست.بايد پرسيد كه اين حاكميت ننگين در اين 29سال و اندي چه ارمغاني جز فقر، گراني، اعتياد، فحشا، دزدي و غارتگري و نابودي براي جامعه بلازده ما داشته است؟حاكميتي كه هر چه ديديم و خوانديم چپاول درآمدهاي نفتي و درآمدهاي مالياتي مردم بوده ولي در عوض بجاي اينكه جامعه را بسوي رفاه بيشتر و توليد بيشتر روانه كند بطرف فقر و بدبختي سوق داده است.

اينك زمان اعتراض بر عليه سياستهاي چپاولگرانه اقتصادي و سياسي و نفي اين حكومت عمامه به سر شوم در تماميت اش است ما نبايد بگذاريم كه اين دزدان سرگردنه كه بر روي خون مردم ايران سوار شده اند بر گرده هامان سوار شوند هر بلايي كه خواستند بر سر ما بياورند. بايد كه بپا خاست و بر عليه اين دولت دزد و چپاولگر كه چيزي جز بدبختي و فقر و فساد براي ما ندارد,شوريد و البته اين خواسته و اين تصميم جز با اتحاد و يكپارچگي ميسر نخواهد بود. يكپارچگي اي كه ازنوع انقلاب خونين 1357 باشد. يكپارچگي از آن نوع كه زنجير مردمي را محكم تر كند و پايه هاي كاخ نشينان دوران را از بيخ و بن بركند.