| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
رویا رهبر :
در سر زمینی که مردانش را هم به مسلخ میبرند، من از طلب حق برابر خجلم
دهم اسفند ماه هشتاد و شش
9 اصفهان 1386, بوسيله ى سپهر در سايت ببينيد : ارسال شده برای سلام دمکرات به هشت مارس نزدیک میشویم با فرا رسیدن این روز زنان در سراسر دنیا با قاطعیت بیشتری خواسته های برابری طلبانه خود را مطرح می کنند. وفرصتی است برای توجه دادن مجامع بین المللی و دولت مردان به مشکلات زنان و تضعیف شدن حقوق آنان در اکثرکشورهای توسعه یافته زنان با تلاش ومبارزات مستمر خود توانسته اند تا حدودزیادی در تا مین خواسته های برابری طلبانه خود موفق باشند. هر چند که تا رسیدن به مرحله برابری مطلق زن و مرد در این جوامع هنوز راه درازی در پیش است. ولی زنان همچنان در عرصه مبارزات خود پیش میروند تا رسیدن به خواسته های حق طلبانه خود،به هر حال چنین مناسبت هایی هم در کشورهای در حال توسعه و خصوصا ایران با تلاش زنان فعال و مبارز جای خود را باز کرده و شناخته شده است . واین تلاش ها بسیار قابل تقدیر و ارج نهادن است چرا که در شرایط امروز ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی وزیر لوای یک حکومت دینی،که سخن گفتن از ابتدایی ترین حقوق انسانی هم جرم محسوب می شود صحبت از حقوق زنان جای خود دارد.درسه دهه ی اخیر، زنان ایران در مبارزات خود هزینه های سنگینی را هم متحمل شده اند .بعد از انقلاب پنجاه وهفت این زنان بودند که زود تر از هر جریانی متوجه شدند که چه سرنوشتی در انتظارشان است واز همان زمان مبارزات خود را با حکومت زن ستیز اسلامی آغاز کردندوهمچنان هم این مبارزات ادامه دارد.و شاهد آن هم وجود زنان برابری خواه در بند است اما من هشت مارس و یا مناسبت هایی از این قبیل در رابطه با حق برابری زنان را از زاویه ای دیگر میخواهم بررسی کنم و تفاوت های این حرکت ها را در ایران و کشورهای به قولی پیشرفته به مقایسه بگذارم.
البته این صرفا مختص هشت مارس نمی تواند باشد. بلکه ماباید از هر حرکت جهانی سازنده ای که ما را در رسیدن به هدفمان یاری میکند بهره ببریم و با دنیا همصدا شویم. و از تجربیات آنانی که موفق تر بوده اند استفاده کنیم .واما امروز اگر در جهان غرب زنان داعیه حقوق برابر را دارند و پرچمدار جنبش های فمنیستی و از این دست هستند فراموش نکنیم که اینان پروسه گذار از حقوق بشر را پشت سرگذاشته اند و در این جوامع حداقل حقوق اولیه انسانی ویا به عبارتی حقوق بشر رعایت میشود.اینان برای رسیدن به این مهم ،پیش از این دوشادوش مردان مبارزه کرده اند. به همین دلیل در مبارزات برابری طلبانه خود موفق ترند اما درکشورهای جهان سوم وخصوصا ایران ما این اصل را نادیده میگیریم. و بنا به خصلتی که داریم، ما ملتی هستیم که ذاتا همه چیز را حاضر وآماده می پسندیم و می خواهیم . بدون اینکه فکر کنیم چه پروسه ای گذرانده شده تا این هدیه ی شیک وبا بسته بندی زیبا به دست ما رسیده .یکی از دلایل عدم موفقیت ما زنان، علی رغم این همه تلاش و هزینه ای که پرداخت کرده و هنوز هم می کنیم عدم توجه به صورت مسئله و یا پاک کردن آن است. در وضعیت کنونی که یک نظام دینی حقوق زن را طبق قانون شریعت تعریف و تعیین میکند، جنبش های زنان نیز ناخواسته وشاید ناچارا در این مسیر پیش میروند. حق زن امروز چیزی فرا تر از بحث صیغه وتعدد زوجات یا سهم الارث است. و یا فقط بسنده کردن به حق زن در چارچوب خانواده ، امروز رژیمی بر ایران حاکم است که مرد و زن و کودک و نوجوان از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محرومند. هنوزخون جعفر کیانی که در تاکستان قزوین سنگسار شد بر روی سنگ و کلوخ های محل سنگسار پاک نشده است. در سرزمینی که معلمانش را به گناه حق طلبی به چوبه ی دار می سپارند وکارگرانش را درقبال طلب حقوقشان تازیانه می زنند
داشتن خواست هایی از این دست مانند حضانت فرزند، سهم الارث و....که جزئ لاینفک قوانین شریعت یک حکومت دینی است به مثابه این است که ما از گاو نری توقع شیر دادن داشته باشیم. به عنوان مثال بحث شیرین صیغه از دید حکومت اسلامی ، در طی این سالها هراز چند گاهی توسط خود آنها مطرح میشود و مدتی توجه ما زنان را ا به خود مشغول میکند. نه این که این مسائل مهم نباشد . سخن من بر سر اولویت هاست وقتی که در کشور من انسانها را هنوز سنگسار و اعدام میکنند. حتی کودکان را، آیا برای من به عنوان یک زن تلاش برای جلو گیری از این جنایات مقدم تر است یا اینکه فعلا چقدر به من ارث میرسد و اینکه قانونی باشد که همسرم را به من وفا دارنگه دارد. ویا از فسادش جلوگیری کند. در جامعه ای که حاکمانش خود منبع فسادنداز آنان توقع رفع فساد داریم. باری سخن آخر اینکه تا به حقوق اولیه انسانی خود که هنوز مرد و زن، کوددک و نوجوان از آن محرومیم ، نرسیم. و حقوق بشر رعایت نشود به خواسته های دیگر هم نخواهیم رسید و این جز در سایه ی ائتلاف همه ی جریانات و مبارزات آزادیخواهانه میسر نخواهد بود. و چنین حکومتی انتظار رعایت حقوق بشرنمیرودکه اصل و بقای آن بر بی قانونی ونقض حقوق بشر استوار است. و بر دعواهای جناهی هم وقعی نباید گذاشت چرا که به تائید خود آنها از اصلاح طلب تا راست افراطی، همه فرزندان نظام هستند. نظامی که بعد از سالها قلع و قمع آزادیخواهان امروز بر سر ارثیه ی غصبی که امامشان بر جای گذاشته به جان هم افتاده اند و امروز جناهی که سیاستمدار ترو مکار تر است و ترجیح میدهد جنایت در خفا انجام شود از مردم به عنوان نردبان برای بالا رفتن خود استفاده می کند. و این هشیاری جنبش های مختلف از جمله زنان را میطلبد که دستاویز قرار نگیرند که آزموده را دو بارآزمودن خطاست. امروز تک صدایی جنبشهای فعال اثری نخواهد داشت مگر اینکه با هم و هم صدا ابتدا خواستار حقوق انسانی و آزادی باشیم. هشت مارس فرا میرسد. باید همه و همه دانشجو، کارگر ، مرد و زن کنار هم باشیم و هم صدا برای احقاق حقوق انسانی خود فریاد بزنیم ومبارزه کنیم. و متقابلا جنبش های زنان نیز در کنارهمه ی جنبشهای آزادیخوامانه و حق طلب قرار گیرد. خوشبختانه امروز جرقه های فریادهای حق طلبی به دور از مرز بندی در جامعه زده شده و آن را در جامعه می بینیم که چگونه مردان و جوانان توهین و سرکوب زنان رادرخیابانها تاب نمیآورند. وبه مقابله می پردازند. و یا در دانشگاه از خواسته های صنفی فراتر رفته وشعار آزادی سر میدهند و یا به عنوان نمونه شاهد فعالیت های مردان در کمپین یک میلیون امضا بودیم . راه و خواسته های جنبش زنان جدای از هیچ یک از این حرکت های آزادیخواهانه نیست چرا که زنان و دختران ما در دانشگاه هم حضورهم دارند و کم نیستند زنانی که کارگرند و این از وظایف فعالین جنبش زنان است که سازمان دهی را در این ضمینه بوجودآورند و در طبقه بندی خواسته ها و اهداف خود بازنگری، داشته باشد. که در هر حرکتی اولویت ها مهم تر است امروز بر خورداری ازابتدایی ترین حقوق انسانی در ایران که همه از آن محرومند مقدم ترین اصل و هدف هر حرکت و جنبشی باید باشد.و تشکیل کمیته هایی علیه اعدام کودکان و سنگسار و...ارجع تر از هر خواسته ای می باشد
در سر زمینی که مردانش را هم به مسلخ میبرند
هشت مارس ،روز زن،دوشا دوش هم حقوق از دست رفته انسانیمان را فریاد میزنیم
|