حمید قربانی:

نگاهی به یک خبر


یکم اردیبهشت هشتاد و هفت


26 فروردین 1387
به نقل از به پیش!30 یکشنبه 1 اردیبهشت 1387، 20 آپریل 2008

کارگران ایران تایر ( البرز) که به مدت 4 روز برای دریافت حقوق معوقه خود، کارخانه را اشغال و دست به اعتصاب زده بودند، شبانه مورد یورش نیروهای سرکوبگر و وحشی یگان ویژه قرار گرفتند. تعداد اعتصابیون 2000 نفر بوده، پس از اینکه صاحبان ابزار تولید که مایل به تعطیل کارخانه و تبدیل آن به ساختمان سازی هستند، جواب به خواست اولیه کارگران مبنی بر پرداخت 5 ماه حقوق و مزایای عقب افتاده شان بود، ندادند. کارگران برای جلب توجه مردم و فشار به مقامات دولتی و سرمایه داران و مدیران کارخانه، جاده تهران- اسلامشهر را بستند و مانع عبور و مرور شدند. آنها اعلام کردند که اگر به خواست بر حقشان جواب داده نشود، با خانواده هایشان دست به راهپیمائی خواهند زد. ولی جواب نوکران سرمایه گسیل نیروی ویژه بود. سرکوبگران کارگران که شبانه، با خراب کردن دیوارهای کارخانه، وارد محوطه شده بودند، بر طبق گفته یکی از این کارگران نجات یافته، در مصاحبه با رادیو برابری، کارگران اعتصابی را که در زمان حمله در حدود 1000 نفر بودد را مورد ضرب و شتم قرار داده و با باتون به جان آنها می افتند. گویا تعداد این سرکوبگران یه قدری بوده است که می توانند در مدت 10 دقیقه تقریبا تمام کارگران گرسنه واستثمار شده را فراری و یا دستگیر نمایند.

در این حمله ضد انسانی تعداد زیادی از کارگران زخمی شند. 6 نفر کارگران از راه فاضلاب فرار کرده و خود را از دست نیروهای جیره خوار سرمایه، این فرمان به گوشان شستشوی مغزی داده و رُبات شده، که زندگی انگلی خود آنها و فرماندهان بی مغزشان از قبال سود تولید و دزدیده شده کارگران می گذرد، نجات می دهند، بقیه را مورد کتکاری قرار داده، متفرق می کنند و تعداد 140 نقراز کارگران زخمی و سالم را دستگیر و با اتوبوس می ربایند.*2

این اعتصاب و حمله جنایتکارانه به کارگران اعتصابی، در حالی انجام می گیرد که این کارگران به مدت 5 ماه هیچ حقوق و مزایائی در یافت نکرده اند. بسیاری از آنها مجبور بوده اند که برای زنده ماندن یهر کاری تن دهند. به گفته کارگر مصاحبه شوند،صاحب خانه ها، خیلی از این خانواده های کارگری را جواب نموده اند. آخربا این گرانی و تورمی که دامنگیر جامعه شده و قیمت مایحتاج اولیه زندگی به طور سرسام اوری بالا می رود، مگر می شود روزی با فروش مثلاً چند عدد جوراب زندگی کرد؟ از این گذشته این انسان ها یعنوان کارگر، قرارداد استخدامی دارند. این ها کارگرند و شغل شان جوراب فروشی نیست و حتی حقوق کار انجام شده شان را نیز نداده اند. بعنوان نمونه، در رابطه با چگونگی قیمت نان که یکی از مهمترین و بیشترین ماده غذائی مورد نیاز خانواده های کارگر و تحت ستم در ایران می باشد، برطبق نوشته ی روزنامه های خود ایران، قیمت هر قرص نان سنگگ از 75 تا 150 تومان در سال قبل، امروزه به 100 تا 200 تومان رسیده است. *2

حال کارگری که 5 ماه حقوقی دریافت نکرده باشد و مسکنش هم اجاره ای باشد، چطور روزگا ر را در چنین اوضاع و احوالی می گذراند؟ آنگاه که چنین کارگری دست به اعتراض می زند، نیروهای مجهز به انواع وسائل و امکانات سرکوب گسیل می دارند.

ولی در این رابطه جالب این جاست که محجوب، نماینده مجلس ارتجاعی که خانه کارگر را در بعد از انقلاب بوسیله پنجه بوکس، چاقو، تیر و تفنگ اشغال کرد و رئیس انتصاب شده آن از جانت سرکوبگران کارگران گردید، خود شیرینی می کند و از پشت کرسی مجلس به مقانمات تذکر آئیین نامه ای می دهد و روز بعد در مصاحبه ای چنین می گوید: "ما از اقدامات خارج از قانون كارگران كه تحت فشار و مشكلات اقتصادي ممكن است مرتكب شده باشند دفاع نمي‏كنيم. همچنين با ماموران وظيفه و كادري نيروي انتظامي كه با دستورمقامات مسوول پس از حضور در محل كارخانه براي آرام كردن‏كارگران اعتصاب كننده داخل شده‏اند مساله‏اي نداريم، مساله ما باكساني است که در چنين مواقعي با دستورات خود محيط كار و حريم نيروي كار را مي‏شكنند." ( سایت دسترنج، 26 فروردین)

محجوب که خود یکی از جلادان و دستگیر کنندگان و شکنجه دهندگان کارگران مبارز و حق طلب است، حق دارد که جاده بستن کارگران به جان آمده را "اقدامات خارج از قانون" بنامد و از دفاع از چنین کارگرانی خود را مبرا بداند، او اقدامات سرکوبگران را هم عملی "برای آرام کردن کارگران اعتصاب کننده" می نامد و با آن هم کار ندارد؛ او فقط دلش بخاطر شکستن "حریم نیروی کار" می سوزد. او که خوب درس جنایت پیشگی را در پیشگاه بزرگان خون آشام و جنایت کاری چون رفسنجانی و خامنه ای خوانده، باتون الکتریکی فرود آمده بر بدن کارگران را، برگ گلی فرض می کند که بر پر پروانه ای لغزیده باشد. آقای محجوب! درد و نیاز کارگرانی که اگر دستمزدشان هم به موقع پرداخت شود، هنوزباید برای یک زندگی که فقط بالای خط فقر مطلق باشد، "حداقل دستمزد کارگر 183000 تومان در سال قبل و امسال 220000نومان وخط فقر برای خانواده 5 نفره در تهران 550000 تومان" (1386) *3، یک شیفت دیگر کار کنند با کلماتی چون "مشکلات اقتصادی" نمی شود بیان کرد. آیا می دانید که این کارگران چگونه شب عید را گذراندند؟ و مورد ضرب و شتم قرار دادن این چنین کارگرانی را که خانواده شان 5 ماه حقوقی ندیده اند هم نمی توان "..حریم نیروی کار را می شکنند" نامید وآنرا ماستمالی که یکی از مشاغل شریف شما است، نمود.

اما تا زمانی که کارگران در تشکلات توده ای طبقاتی و سراسری خود متشکل نشده اند و شما و خانه کارگرتان را به موزه تاریخ نسپرده اند، حاکم شما و اربابان جنایتکار و ادمکش تان هستید و می توانید هر طوری که منافعتان ایجاب می کند به قضایا نگاه کنید! ولی این را بدانید که دیگر حنایتان هیچ رنگی ندارد، کارگرانی را که جانشان از فقر، گرانی و بیکاری به لب رسیده را دیگر نمی شود با این حرف ها فریب داد. آنها امسال هم مراسم اول ماه مه را به میدان بیان خواسته هایشان تبدیل خواهند نمود و فردا که آگاه، متشکل و متحد شدند، حساب سرمابه داران، دولت سرکوبگر مدافع آنها، شما و دیگر فریبکاران دغل و جنایت پیشه را خواهند رسید. باشد تا روز تصفیه حساب روی این زمین سخت برسد.


زیر نویس

*1 مصاحبه با رادیو برابری؛ بر طبق اخبار بعدی کارگران دستگیر و زندانی شده، 140 نفر بوده اند که بعداً همه آنها با دادن تعهد عدم شرکت در اعتراضات آزاد شدند.

*2- "هر قرص نان لواش بسته به نوع نانوايی و مکان آن که در سال ۸۶ بين ۱۲ تا ۲۰ تومان قيمت گذاری می شد، در سال جديد با قيمت ۲۰ تا ۳۰ تومان فروخته مي شود. قيمت انواع نان سنگک که در سال گذشته ۷۵ تا ۱۵۰ تومان بود، در سال جديد ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان برآورد مي شود. ضمن اينکه نان بربری از ۱۰۰ تومان به ۱۵۰ تومان افزايش قيمت يافته است." (روزنامه تهران امروز،26 فرودین 1387)

*3- برای مطالعه بیشتر، رجوع کنید به موسی فرهمند- بحران های اجتماعی پیش رونده و صعود مقاومت ناپذیر مبارزات و جنبش کارگری، به نقل از نشریه کارگر پبشرو، بازتکثیردر به پیش! شماره 28و29 ، 16 و 27 اسفند 1386، 6 و 17مارس 2008