| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
بهزاد فرجام :
آرزوهای کاغذی جریان« امید»
یازدهم شهزیور ماه هشتاد و هفت
انتقاد و مبارزه با جریانات انحرافی داخل جنبشهای اجتماعی علی الخصوص درون جنبش کارگری ، یکی از وظایف اصلی هر فعال راستین گرایش سوسیالیست کارگری است . در اینجا هدف و منظور من از « سوسیالیسم کارگری» گرایشی ست که میرود پس از سالها قرار گرفتن زیر سلطه گرایشات انحرافی در چند سال اخیر به همت فعالین این گرایش چه در داخل و چه در خارج دست بالا را پیدا نماید .هر چند هنوز نباید مبارزه نظری را تمام شده فرض نمود چون پیدایش چنین گرایشاتی ذاتی حرکت سرمایه و نیز رکود و رونق جنبش کارگری است و همچنانکه هر بار مشاهده نموده ایم هجمه هایی از طرف این گرایشات انحرافی و احزاب نماینده آنها در مقاطع تاریخی متفاوت به سوی گرایش سوسیالیسم کارگری صورت میگیرد .نمونه اخیر این مسئله هم ، همین کمپین فحاشی فحاشان گروهی موسوم به جریان امید می باشد که اخیراً باز به اصل خویش که همان احزاب چندگانه کمونیست کارگری می باشد ، برگشتند وعلیه گرایش و استراتژی های سوسیالیست کارگری در پشت احزاب سه گانه کمونیست کارگری به صف شده اند و این شاید یکی از مزایای این کمپین بود که ماهیت یکسان این گروه با حکمتیستها و متحدان دو فاکتو یشان را بر همگان روشن نمود . در ابتدا من باید اعلام بدارم که به عنوان یک فعال کارگری در داخل کشور خود را جزیی از گرایش سوسیالیت کارگری ( البته نه به عنوان حزبی خاص) می دانم وتمامی کسانی را که به واقع در این راه درجهت پیشروی جنبش رهایی طبقه کارگر گام بر میدارند رفیق و همرزم خود میدانم ، حال این دوستان متعلق به هر جریان و سازمانی که باشند . بنابراین در اینجا هدف من تنها دفاع از یک گرایش است نه هواداری و دفاع از جریان یا حزبی خاص .
به دنبال بالا گرفتن مباحث مربوط به حوادث مربوط به جنبش دانشجویی علی الخصوص پس از دستگیریهای 16 آذر و به دنبال آن اتفاقات داخل زندان و درز آن به بیرون زندان انتقاداتی به درست از جانب گرایش سوسیالیستی کارگری در مورد نحوه ارتباط چندین نفر از فعالین دستگیر شده با حزب حکمتیست که موجب به خطر افتادن موقعیت کل جریان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب شده بود و نیز از نحوه عملکرد حزب نظامی – سیاسی حکمتیست در قبال جنبش دانشجویی مطرح گردید ، که بلافاصله موجی از ناسزاها و فحاشیها ابتدا از طرف جریان حکمتیست واعوان وانصارشان و بعداً در داخل کشور از طرف هواداران حزب مذکور به طرف گرایس سوسیالیست کارگری روانه شد . جالب تر از همه و همچنانکه قابل انتظار بود پیوستن گروه بهمن شفیق و« شرکا» در این کمپین به فحاشان حکمتیست بود که واقعا روی آنها را در فحاشی سپید نمودند.
بیانیه بهمن شفیق و یارانش را اگر از فحشها و ناسزاییهای آن که خود بیانگر بی پرنسیپی این جریان است بتکانیم فاقد هر گونه محتوای اصولی و قانع کننده می باشد و این تماماً بی سوادی تئوریک یا نظری گروه مذکور را می رساند ونیز نشان می دهد که نزد این گروه آنچه مهم است از میدان به در کردن نیروی رقیب با هر وسیله ممکن است تا زمانیکه به قول لیدر فقید کمونیست کارگریها تنها خود نیروی اصلی و قدرت دار گود سیاست بمانند . نزد اینها کارگر تنها واژه ای است برای کسب مشروعیت وراهیابی به درون جنبش کارگری ، و گرنه اینها در سیستم نظری ونیز دراستراتژیشان غایب اصلی شان حرکت توده ای کارگران است .
تمامی ادعاهای آنان در مورد اتحاد سوسیالیست کارگری ، عدم صداقت شان در شیوه انتقاد کردن ونیزنیات واقعی آنان را به نمایش می گذارد ،زیرا آنان هیچ گونه سند و فاکتی را برای اثبات ادعاهایشان ارائه نمی نمایند گویا آنها نیز مثل بهروز کریم زاده گواه صداقت و درست بودن ادعاهاشان شرافت نداشته سیاسیشان است . به راستی که اینها همه سرو ته یک کرباسند .!!
آقایان لطفا قضاوت و داوری را در این موارد به عهده فعالین داخل کشور بگذارید آنها بهتر از شما موقعیت عینی خود را درک مینمایند و بهترین استراتژی و سیاست را برای پیشبرد اهداف جنبش خود انتخاب می کنند اگر جریاناتی به مانند شما اجازه بفرمایند . شما نمی توانید نیروی خود را جهت انجام انقلاب 2.5 درصدی از میان جنبشهای کنونی در داخل پیدا کنید انقلابیگری مورد نظر شما به درد خودتان در خارج کشور می خورد لطفاً برای ما در داخل کشور نسخه نپیچید .
در انتها خطاب به این جریانات باید اعلام داشت که دست شما برای طبقه کارگر ایران و فعالین داخلی رو شده است شما هیچ جایی در میان مبارزه طبقاتی کارگران و متحدان استراتؤیک آنها ندارید و هیچ فعال واقعی مبارزه طبقاتی شما را به عنوان نیروهای سوسیالیست واقعی داخل جنبش به رسمیت نمیشناسند .
|