علي سالم:

اعدام دسته جمعي، سازمان یافته ترین شکل قتل عمد!ا


بیست ونهم مرداد ماه هشتاد و هفت


منبع سایت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران
۲۵ مرداد ۱۳۸۷

عدام سازمان یافته ترین شکل قتل عمد است که نماینده ي طبقات حاکم یعتی دولت، برای سرکوب تخطی کنان از نظم موجود بر اساس قانون و توسط پلیسی مرتکب می شود که سرتاپا تامین کننده منافع طبقات حاکم است. اعدام کارکردی جز سرکوب طبقات ندارد.

حکومت اسلامی در طول 30 سال حکومت خویش بیش از سي هزار نفر را اعدام کرده است که اکثر آنها زندانیان سیاسی بوده اند. تنها در مرداد و شهریور 67 بیش از پنج هزار نفر از مبارزین سیاسی در زندانهای رژیم اعدام شدند. پس از پایان جنگ و پذیرش قطع نامه و شکست شعارهای ایدئولوژیک نظام، رژیم که به شدت نگران شورشهای داخلی و اپوزوسیون چپ در زندانها بود دست به کشتار مبارزین سیاسی زد. اکنون نیز در پی خیزش جنبشهای اجتماعی کارگران، زنان، دانشجویان، معلمان، قومیت ها و دیگر نیروهای مترقی و از دیگرسو بحران هسته ای و سیاست های جنگ طلبانه و آتش افروزانه حاکمیت که تحریم های پی در پی را ایجاد کرده، وضعیت وخیم اقتصادی، تورم و سهمیه بندیبنزین حاکمیت نیاز به سرکوب و ایجاد فضای پلیسی امنیتی پیدا کرده است به طوریکه در چند ماه گذشته شاهد اعدام های دسته جمعی و در ملاء عام بسیاری تحت عنوان مبارزه با "اراذل و اوباش" بوده ایم. بیشتر این افراد ساکن مناطقی حاشیه ای بودند که نارضایتی در آنجا از حد گذشته بود و حکومت قصد آن داشت هر چه سریع تر به هر بهانه ای آنها را کنترل کند.

رفتار تحقیر آمیز با دستگیر شدگان و نقض آشکار حقوق اولیه انسانی آنها تا جائیکه رئیس پلیس تهران در مصاحبه ای صراحتاً رعایت حقوقشهروندی در مورد آنها را غیر ضروری دانست و مرگ 6 تن از بازداشت شدگان به خاطر شرایط بسیار سخت نگهداری در کهریزک در حین بازداشت ، اعدام بدون برگزاری دادگاه علنی افرادی که بدون هیچ دلیل متهم به بمب گذاری در اهواز شدند، اعدام همجنس گرایان و رفتارهای توهین آمیز با جوانان و شهروندان عادی و دخالت در شخصی ترین امور زندگی و بسیاری دیگر از رفتارهای تند وخشن حاکمیت نشان از سناریویی به جز ایجاد امنیت اجتماعی می داد.

افرادی که با عنوان اراذل و اوباش اعدام شدند تاولهای چرکین 30 سال حکومت اسلام سیاسی و شکاف طبقاتی عظیم و فقر و فلاکت در اینمملکت بودند. این افراد که غالباً محروم از ابتدایی ترین امکانات زندگی و آموزشی بودند حاشیه نشین هایی بودند که فقر، فحشا، اعتیاد و جنایت حرف اول را در زندگی آنها می زد. آنها قربانی ساز و کارهای حاکم بر این جامعه بودند. حال همین جامعه و حکومتی که خود آنها را به وجود آورده بود، اعدامشان کرد. جامعه با مجازات اعدام دو بار از آنها انتقام گرفت! نخست با محروم کردن آنها از امکانات اولیه مادی که باید برای او وجود می داشت و دوم با اجرای حکم اعدام. نگاهی گذرا به سن و جایگاه طبقاتی این افراد صحت این مدعا را ثابت می کند. اکثر این اعدام شدگان هم سن انقلاب بودند. یعنی جوانانیبیست و چند ساله که تحت حاکمیت حکومت اسلامی به این وضع دچار شده بودند، وگرنه چرا در مورد پرونده های اختلاس و کلاهبرداریهای میلیاردی سرمایه داران و دولتمردان که زندگی هزاران نفر را نابود می کند هیچ حساسیتی وجود ندارد؟ چرا مافیاهای ترانزیت مواد مخدر شناسایی نمی شوند؟ چرا متجاوزین به زهرا کاظمی محاکمه نمی شوند؟ چرا مجازات فقط در مورد طبقات پایین دست اجرا می شود؟

تعداد اعدامها نسبت به سال قبل صد درصد افزایش داشته است. بسیاری از اعدام شدگان مرتکب قتل عمد نشده بودند و اکثر آنها بدون وکیل و بدون فرصت فرجام خواهی اعدام شدند یا اساساً حتی جرم اعلام شده آنها طبق همین قانون جمهوری اسلامی هم شامل مجازات اعدام نمی شده است. اگر اراذل و اوباش اعدام شوند، معتادان تزریقی اعدام شوند، خرده فروشان موادمخدر اعدام شوند و ... پس دولت و این دستگاه عریض و طویلش برای چیست؟ ایران هم اکنون رتبه اول اعدام نسبت به جمعیت، اعدام کودکان زیر 18 سال و اعدام در ملاء عام را داراست. همچنین هنوز مجازات قرون وسطائی سنگسار در آن اجرا می شود. این در حالیست که در اکثر کشورهای دنیا اعدام لغو شده و یا در حال لغو شدن می باشد. ذهن تو خالی انسانهایی که روابط سرمایه سالار و سنت پوسیده، چیزی به نام انسانیت در وجودشان باقی نگذاشته، تنها منطق مبادله را می فهمد. آنها باید قتل را با قتل دیگری معامله کنند!

مسلماً هیچ کس قصد حمایت از جنایت و قتل و نا امنی در جامعه را ندارد. اما مساله این است که هیچ کس از کودکی یا به صورت ژنتیکی قاتل زاده نمی شود. این جامعه ، محیط خشن، فقر، بی سوادی و تنش های موجود در جامعه است که انسانی بیمار، جانی و خطرناک تولید می کند. باید ریشه های نا هنجاری اجتماعی ریشه کن شود. انسانها زاده محیط و جامعه خویشند، جامعه باید اصلاح و انسانی شود. آیا تا زمانیکه فقر، مافیای مواد مخدرو بیکاری وجود دارد چاقو کشی، اعتیاد، فحشا و جنایت از بین می رود؟

امروزه دیگر مجازات جنبه اصلاحی و بازدارنده دارد نه انتقام جویی. اما اعدام، انسانی را باقی نمی گذارد تا اصلاح شود. فرد فرصت اصلاح و بازگشت به جامعه پیدا نمی کند. قتلی دیگر اتفاق می افتد. اگر کسی گمان کند با مجازات اعدام وقوع جرم در جامعه کاهش پیدا می کند و اعدام مایه عبرت جامعه می شود سخت در اشتباه است. میزان جرم و جنایت در ایران خود دلیل این مدعاست. ایران با بالاترین میزان اعدام، بالاترین میزان جرم و جنایت را نیز داراست. درست در ایالتهایی از آمریکا که اعدام هنوز لغو نشده، آمار جرم و جنایت بیشتر از ایالتهایی است که اعدام لغو شده است. گروهی دیگر اعدام را انتقام بازماندگان و باعث التیام دردهای آنان می دانند. جامعه باید به این نتیجه برسد که قانون نباید خواست های قربانی را اجرا کند. آلام و ضربه روحی خانواده مقتول باید به نحوی دیگر درمان یابد. جامعه باید به خانواده مقتول ثابت کند که با او هم درد است. با قصاص قاتل فرایند قتل های پی در پی تکرار می شود. قتل را نباید با قتل پاسخ گفت. اگر فتل قانونی است و می شود کسی را به حکم قانون کشت، کسی دیگر هم می تواند بنا بر قانون کسی را به حکم دیگری بکشد. هر دو منفور است و باید لغو شود. همانطور که جلوی قتل مردم را توسط افراد می گیریم باید جلوی قتلشان توسط دولت را هم بگیریم. اعدام تئوریزه کننده قتل و خشونت است به خصوص وقتی در ملاء عام و میادین شهر و جلوی چشم کودکان صورت گیرد. آنگاه حاکمیت به راحتی می تواند خشونت را به سطح شهر آورده، کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان و جوانان را کتک بزند، دو روزنامه نگار و معلم کرد را به اعدام محکوم کند، فعالین کارگری را برباید، معلمان را اخراج کند، مردی را سنگسار کند، فعالین سیاسی را همراه اراذل و اوباش اعدام کند و ...

اعدام نشانه بیماری سازمان جامعه است و نه تنها سبب ترس جانیان در جامعه نمی شود بلکه از حساسیت و کراهت این عمل می کاهد. تا زمانیکه دهان کف کرده، گردن شکسته و ادرار اعدامیانی که از جرثقیل ها آویزانند موجب خنده و شوخی مردم شود، تا زمانیکه مردم به سوی زنی یا مردی که تا نیمه در خاک است سنگ پرتاب کنند، تا زمانیکه برای دیدن مراسم اعدام دعوت نامه رسمی فرستاده شود و مردم برایحضور در صحنه اعدام و نظاره جان کندن هم نوع خویش دست و پا بشکننتد قتل و اعدام در جامعه ادامه خواهد داشت. "این چه جامعه ای است که وسیله ای به جز جلاد برای حل مشکلاتش نمی شناسد؟!"