| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
کمیته کارگری پویا :
مصاحبه با يك كارگر دردمند 28 ساله
بیست وهفتم آذر هشتاد و شش
سه شنبه 18 دسامبر 2007, بوسيله ى اردوان در سايت ببينيد : کمیته کارگری پویا فكر مي كند كار ما الكي است چه داشته باشيد چه نداشته باشيد فايده نداره با ا ين حركاتي كه الان دارند چطوري بپوشيد چطوري بيايبد بيرون يك روز ديگري مي گويد كي بخوابين كي نخوابين كي بخوريد كي نخوريد كي هم بميريد . اين سيستمي كه الان واسه ما داره اجراه ميشه ,كاري هم نميشه كرد مگر اينكه يك حركت نوي يك حركت دسته جمعي با يك ايده هاي جديدي با يك پشتياني جديدي مي خواهد بيايد وخيلي سفت ومحكم وايسته وبه اين راحتيهاي هم نيست ومطمنم به اين راحتي نيست بايد يك عده نابود بشوند ويك عده به راحتي برسند. من يك سال است بيكار هستم يعني سابقه داريم تو بيمه بيكاري شعبه تجريش سابقه داريم شيش ماه بيمه بكياري گرفتم چندين ما هم رفتم بهشون گفتم من بيكارم كار مي خواهم گفتن نه ما كار نداريم شغلم كار تاپ است يكي دوجلسه كار كردم ولي يكي عده جمع كرد وبلكل مغازه اش جمع كرد . من كه يك مجرد 28 ساله هستم كساني رو سراغ دارم سابقه كاري زياد دارند بعداز هشت سال نو سال كار كردن وسابقه كار بيرونشون كردن تازه اين كارگرها كه زن وبچه دارند بيكار به خوانه بر مي گردند . يك سري چيزها رو نميشه گفت اگر بشينم بگم 5 ساعت طول مي كشه مشكل يكي دوتاه نيست كه بخواهم دريك جلسه يا دوجلسه حل بشه كه بگيم خوب اين مشكل حل بشه فردا ميشكلي ديگر پيش نيايد ما به اندازه 27 سال مشكل داريم . دقيقا به اندازه 27 سال 28 سال مشكل داريم . فكر كنيد يك خشت يك ديورار از اول كج گداشتيم حالا مي خواهيم صافش كينم از همون اول بايد صافش كنيم وگرنه فايده اي نداره . مگر اينكه دل به دريا بزنيد تا ته اش برويد يا نه دوباره برگرديد ,من تحصيلاتم هيچي نيست حتي ديپلم هم ندارم نتوانستم بگيرم در صورتي كه پدرم معلم است ومادرم همينطور ولي مستجريم و10 ماه است دنبا ل خونه هستيم . اگر بخواهم حرف بزنيم بايد همه رسانه ساعتها به مشكلاتي كه ما داريم گوش كنند و صدا ي ما رو برسونند. نه, من بين من ورفقي ديگريم وولي ميگم آينده نداريم همه چيز در خودش گور مي كنه اين مشكل من است شايد همسايه بغلي من مشكلش از من بيشترباشه يكي مي گه من ماشين ندارم ولي ما مي گيم كارنداريم يك ميكه من برادر نداريم يكي ميگه من پدر ندارم يكي ميگفت من هيچ كسي رو ندارم , حالاما همه چيز داريم ولي كار نداريم زندگي نداريم اگر بخواهيد به كارنن بدهيد با يد كلاه برداري بكنيد سر مردم كلا بگداريد آدم بيكار معتاد ميشه اگر بخواهيد جايي باريكتر باشيد مي ريره تو خبابانها شرور ميشه همه اش از بيكاری است تواگر يك كار خوب داشته باشيد همه چيز حل است نه اين كاري كه ما داريم كاري كه بهش بگيد كار جرات بكنيد يك جايي بهت بگن بيكار سرت رو پايين نيندازيد يكي ديگر جوابت رو بده بدرت بگه خواهرت بگه مادرت بگه , ما هر جاي مي ريم مثلا ميگن تو باز بيكار شدي ؟ خودشون هم بيكاران ها ولي از روي دلسوزي مي گن. کمیته کارگری پویا |