بهروز سورن :

مصاحبه سایت گزارشگران با خانم صبوری در رابطه انجمن اتحاد معلمان


هشتم تیر ماه هشتاد و شش

با سلام به شما خانم صبوري و مرسي از اينكه در اين گفتگوي نوشتاري شركت ميكنيد

سلام بر شما و از اينكه فرصتي بمن داده شد تا از طريق شما صحبت و گفتگويي با هموطنان و خوانندگان سايت شما داشته باشم بسيار سپاسگزارم .

انجمن اتحاد معلمان چگونه نهاديست. لطقا از چگونگي پيدايش و اهداف آن براي خوانندگان سايت بگوئيد؟

انجمن اتحاد معلمين براي دفاع از حقوق اقشار مختلف جامعه , دانشجويان , كارگران , زنان و بخصوص معلمين تشكيل شد. در واقع پس از اينكه به هيچ يك از خواسته هاي بر حق معلمين و به تبع مردم كشور رسيدگي نشد و اوضاع رو به بهبود نرفت و بر شدت مشكلات نيز روز به روز افزوده شد, وعدم رسيدگي مسئولين به مشكلات و معضلات جامعه من جمله مسئله آموزش و پرورش كه يكي از بنياد هاي اصلي در جامعه مي باشد , تصميم گرفتيم بر حكم وظيفه انساني مان كاري كرده و قدمي برداريم , گرچه راهي صعب و طولاني در پيش مينمود اما با ايمان به اينكه هر تغييري ممكن است انجمن اتحاد معلمين را تشكيل داديم تابه اين وسيله بتوانيم فرياد اقشار مردم كشورمان باشيم و صداي در گلو مانده آنان رابه گوش جهانيان برسانيم.ما معتقديم كه معلمين بايد از آزادي انديشه و بيان بر خوردار باشند تا بتوانند بهتر و راحت تر به تدريس بپردازند. همچنين بايد معلمين بعنوان عناصر آگاه , دلسوز و شرافتمند در جامعه اجازه دفاع ازحق و حقوق خود را داشته باشند و بايد از سوي دولت حقوق آنها به رسميت شناخته شودو تضمين شغلي و امنيتي داشته باشند. دولت بايد در قبال خواسته معلمين پاسخگو باشد زيرا خواسته معلمين خواسته دانش آموزان و خواسته همه مردم نيز هست. بايداز سوي دولت به آموزش و پرورش رسيدگي خاص بشود تا دانش آموزان بتوانند از امكانات رفاهي و آموزشي بر خوردار باشند. و معلمين بتوانند با آرامش خاطر به دانش آموزان درس بدهند. و سطح آموزشي را ارتقاء دهند. همچنين تأمين نيازمنديهاي ضروري زندگي از قبيل معيشت و مسكن و بهداشت و تحصيلات براي محرومان و اقشار كم‌درآمد جامعه به‌خصوص معلمان و دبيران و بازنشستگان، در اولويت قرار بگيرد. همچنين ما معتقديم در نظامي كه مدعي آزادي و دموكراسي است , تمام مردم بايد از حقوق انساني خود برخوردار باشند و اين حقوق علاوه بر معلمين , مربوط به بقيه اقشار نيز ميباشد و ما براي احقاق حقوق تمام مردم تلاش خواهيم كرد و از هيچ اقدامي كه كميته آن را در جهت رسيدن به اين اهداف لازم بداند فروگذار نخواهيم نمود . براي ما مهم نيست كه حق چه كسي پايمال ميشود , براي ما مهم باز پس گرفتن اين حقوق و اعلام خواسته هاي قانوني و برحق هر گروه و طبقه يا قشري است .

در مجموع به صورت محوري و خلاصه در مورد اهداف اين انجمن ميتوان گفت :

1) ما بعنوان انجمن اتحاد معلمين ، خواهان آزادي بيان و انديشه, عقيده و قلم و مطبوعات , براي تمام اقشار و گروهها هستيم. ما همچنين خواستار اين هستيم كه آزادي كامل احزاب اجتماعات و سنديكاها تضمين شده باشد .
2) ما خواهان برقراري عدالت در چهارچوب يك قانون دموكراتيك و بر اساس موازين و كنوانسيونهاي بين المللي ميباشيم .
3) از نظر ما تمام قوانيني كه طي اين ساليان بر اوضاع نابسامان شغلي و معيشتي معلمين , كارگران و ساير اقشار تاثير داشته و بر شدت آن مي افزايد , بايد تغيير و تصحيح شود و بازنگري اساسي در اين قوانين صورت گيرد , به نحوي كه در اين چهارچوب , تمام خواسته هاي برحق اقشار دست يافتني و ممكن باشد .
4)ما بعنوان انجمن اتحاد معلمين ، خواستار اين هستيم كه به حقوق همه اقشار جامعه اعم از هر قشر و طبقه اي از سوي دولت احترام گذاشته شود , حقوق طبيعي و بلافصل هر ايراني بايد تأمين باشد.
5) ما خواهان برابري و مساوات براي زنان مخصوصاً رسيدگي به مسائّل و مشكلات معلمان زن و دانش آموزان دختر هستيم. زنان بايستي از حقوق اجتماعي و سياسي و فرهنگي كاملاً مساوي با مردان برخوردار باشند .
6) ما ميخواهيم يكايك افراد جامعه‌از امكان دسترسي كامل به‌تسهيلات اجتماعي و مشخصاً آموزش، بهداشت، درمان و ورزش برخوردار باشند .
7) امنيت قضايي و شغلي تمام آحاد مردم و حقوق فردي و اجتماعي مصرّح در اعلاميهٌ‌ جهاني حقوق بشر تضمين شده باشد .
8) تأمين نيازمنديهاي ضروري زندگي از قبيل معيشت و مسكن و بهداشت و تحصيلات براي محرومان و اقشار كم‌درآمد جامعه شامل كارگران، كشاورزان و كارمندان، به‌خصوص معلمان و دبيران و بازنشستگان، در اولويت قرار بگيرد .

اگر اين گفتگو را مناسب ميدانيد بطور مختصر چكيده اي از تاريخچه جنبش معلمان را درايران توضيح دهيد.

جنبش معلمان و تاريخچه آن همانند تشكل هاي ديگر مثل سنديكاي كارگران و كانون نويسندگان و ساير تشكل ها ريشه چندين ساله دارد.حتما كه ميدانيد اين جنبش از ابتداي تأسيس همواره براي بدست آوردن حقوق پايمال شده اين قشر شريف و زحمتكش در صف مقدم تشكل ها قرار داشته به دو دليل:يكي اينكه اين طيف همواره جزو معتمدترين و شريف ترين افراد جامعه بودند در ثاني معلمان جزو لاينفك جامعه بوده و پايه و مسئوليت آگاهي بخشي و بيداري جامعه را بعهده دارد.اگر به وقايعي كه در اين جنبش از دهه30كه با تأسيس باشگاه مهرگان شكل گرفت تا ارديبهشت ما سال1340 كه اولين اعتراضات آنان در زمان پهلوي و دولت شريف امامي شكل گرفت كه اين تجمع در مقابل مجلس در ميدان بهارستان انجام شد.اين اعتراض بخاطر لايحه اشل حقوقي جديد فرهنگيان بود كه به مجلس رفته بود تا تصويب شود.اين تجمع با استقبال معلمان مواجه شد كه با ورود نيروي انتظامي به ميدان درگيري و شعار دادن آغاز شد. پليس براي متفرق كردن معلمان ابتدا از ماشين هاي آب پاش استفاده كرد. نطق ها و شعارهاي تند معلمان عليه دولت و وزير فرهنگ بر تشنج اوضاع افزود. تيراندازي شروع شد در اين درگيري جنبش معلمان اولين شهيد خود يعني دكتر ابوالحسن خانعلي تقديم جامعه فرهنگيان كرد و اين روز را در تاريخ بعنوان روز معلم نامگذاري شد.
تا به امروز نيز اين اعتراضات هرگز خاموشي نگرفته و همينطور كه امروز شاهد هستيم ميبينيم كه معلمين به حركتهاي خود براي نيل به خواسته هايشان ادامه ميدهند , تشکل های صنفی فرهنگیان از سال 78 نيز حرکتهاي خود را به صورت جمعي و مستقل با شتاب بيشتري آغاز كرده اند و دستاوردهايي هم در اين زمينه داشته اند , البته فعاليتهاي فرهنگيان با توجه به عدم التفات مسئولان به مطالبات آنها و نیز سبک شمردن نمایندگان برگزیده آنان و بازداشت تنی چند از آنها در تهران و شهرستان ها همچنان به قوت قبل و چه بسا با شدت بيشتر ادامه دارد دادند و دقيقا پس از اينكه به خواسته هاي بر حق آنها كوچكترين رسيدگي هم نشد شاهديك سري حركات بوديم , به عنوان مثال ميتوان به تجمع پنجاه هزار نفري آنها در اسفند ماه 1385 در مقابل مجلس اشاره داشت كما اينكه دوراخیر اعتراضات معلمان ، تا مقطع اعتصاب ٢٦ و٢٧ پيشروي كرد.تجمعات ١٥ تا ٢٠ هزار نفره ما در تاریخ پس از انقلاب، اتفاق بیسابقه ای در اعتراض به حکومت بود. بر اساس گزارشاتی که ازدور افتاده ترین شهرها ی سراسر کشوراز اعتصاب ٢٦ و٢٧ فروردین میرسید اکثریت معلمان در اعتصاب شرکت کرده بودند. و در ادامه نيز تجمعاتي در روزهاي دوازدهم و هجدهم ارديبهشت ماه داشتند .
گرچه از سوي مقامات رفتار بسيار زشتي با اين روشنترين افراد جامعه در اين حركتها شد .... و هنوز هم متاسفانه شاهد احضار معلمين , تبعيد آنان و حتي وثيقه هاي كلان براي آزادي آنان هستيم . اما با وجود اين اوضاع ميتوان گفت كه ما همچنان بر خواسته برحقمان اصرار داشته و خواهيم داشت و تا روز رسيدن به اين اهداف دست از كارمان نخواهيم كشيد .

جنبش معلمان در حال حاضر در چه موقعيتي بسر ميبرد؟

همانطور كه در جريان هستيد دور جديد اعتراضات با تجمعات دهها هزار نفره ما آغاز شد و حركتهاي اسفند ماه در واقع نقطه شروع و ابتداي راه ماست . كه در اين تجمعات خواست افزایش حقوقها متناسب با تورم، برخورداری از یک زندگی شایسته، اصلاح سیستم آموزش وپرورش و .... خواسته های دیگر مابودند که خود را در شعارها و اظهارات معلمان نشان داد و عليرغم اقدامات حکومت برای مقابله با گسترش اعتراضات، اعتصاب ٢٦ و٢٧ فروردین با شرکت ٨٠ تا ٩٠ درصدی معلمان برگزار شد وباردیگر نشان داد كه ما مرعوب دستگيري و تهديد نميشويم و برعكس هر اقدام حكومت ما را به ادامه اعتراضاتمان مصمم تر ميكند .
همانطور كه شاهد هستيد جامعه ما در آستانه انفجار قرار گرفته , نه تنها معلمين بلكه اكثر اقشار مردم همين وضعيت را دارند . روزي نيست كه ما شاهد يك اعتراض , اعتصاب , تحصن و .... در گوشه و كنار شهرها نباشيم , روزي نيست كه اين فضا دچار ركود شده و جاي آن را سكون و سكوت بگيرد . در مورد معلمين هم اگر چه خيلي ها به زندان افتادند و خيلي ها هم به قيد وثيقه هاي كلان آزاد شدند اما خواسته هايشان كماكان همان خواسته هاي قبلي است . چرا كه همه ما معتقديم كارهايي كه تابحال هم انجام شده ازسوي معلمين و ساير اعتراض كنندگان نه تنها غير قانوني نبوده بلكه در دفاع و حمايت از حقوق حقه مردممان بوده است . اما وقتي متاسفانه در جامعه اي كه مسئولين آن مدعي سرسخت دموكراسي اند هنوز معلمين كه همواره شريفترين و دلسوزترين قشر جامعه محسوب ميشوند به جرم شركت در تجمع غير قانوني و انتشار بيانيه !!!! متهم ميشوند و هفته نامه هايشان هم به بهانه انعكاس اخبار تجمعات و چاپ اين بيانيه ها از انتشار منع ميشود آيا ميتوان انتظار داشت كه كلاسها به تعطيلي كشيده نشوند و تجمعي هم صورت نگيرد ؟؟؟
در نتيجه به نظر من جنبش معلمين پويا و فعال است , تا روزي كه به تمامي اهدافمان برسيم و تا روزي كه كه جواب خواسته ها و مطالبات حقه مان را در پشت ميله هاي زندان با محاكمه و تبعيد نگيريم .

آيا نمايشات سراسري از جمله تجمعات و اعتصابات به اهداف حداقل خود دست يافته است؟ اگر نه چه نارسائي ها و عواملي را در عدم دستيابي به اين اهداف موثر ميدانيد؟

بايد بگويم كه متاسفانه با وجود تمام تلاشهايي كه معلمين كشورمان بخصوص طي اين ماهها داشتند , اوضاع نابسامان اقتصادي و همچنين ساير خواسته هاي آنان به سرانجامي نرسيده است و در واقع ميتوان گفت كه هنوز گوشي براي شنيدن اين صدا وجود ندارد . گرچه اين يك امر كاملا پيش بيني شده و بديهي بود اما بايد بگويم كه ضرب و شتم و بي حرمتي به معلمان و همچنين به حركتهاي برحق مردم از جمله دانشجويان و زنان و كارگران ميتواند تاثيرات خودش را داشته باشد , عليرغم نقاط قوتی که حركتهاي معلمين خصوصا حركتهاي اخيرشان داشته اما بايد گفت كه اعتراضات معلمان فاقد رهبری منسجم وقاطعی بود که با اتکاء به قدرت توده معلمانی که برای تحقق خواسته هایشان به میدان آمده بودند، این حرکت را به پیش ببرد.
تجربه یک مبارزه سراسری با این وسعت و مصمم شدن اکثریت معلمان برای بدست آوردن مطالباتشان که درجریان این اعتراضات بوجود آمد، بنظر من مهم ترین دستاورد این دوره بود.
, اما من فكر ميكنم وظيفه هر كدام از ما در اين شرايط اين است كه نگذاريم اين حركات دچار ركود شوند . نگذاريم كه اين صدا خاموش شود , بخصوص در آستانه فصل تابستان و تعطيلات نبايد دستهايمان را از هم جدا كنيم . ما بايد با تمام توان و اراده خود در راهي كه آن را با هم آغاز كرديم , گام برداريم چرا كه اميد طپش قلب هاي ماست ... كما اينكه امروز هم شاهد هستيم , هر روز بر شدت اين حركتها افزوده ميشود , به عنوان مثال به دانشجويان پلي تكنيك و علامه اشاره ميكنم كه با وجود تمام سختي ها و حتي زندان و .... به اقدامات خود ادامه ميدهند و تمام توان خود را به كار گرفته اند كه هر طور شده با هم مسيرشان را به سرانجام برسانند . قبل از هر چيز من فكرميكنم در اين دوراني كه جواب خواسته هاي برحق مردم چوب و زندان است , وظيفه اصلي ما اين است كه با اتحاد و يكدلي پشتيبان يكديگر باشيم تا بتوانيم كاري از پيش برده و بدون شك اينطور است كه به اهداف خودمان خواهيم رسيد , ما به هيچ عنوان تسليم شرايط موجود نخواهيم شد و به هر قيمت در رسيدن به اهدافمان تلاش خواهيم كرد تا به آن نرسيديم از پا نمينشينيم.

در حال حاضر چه تعداد از فعالين اين جنبش در زندانها بسر ميبرند؟

٣٩معلم حكم سه ماهه تعليق از كار(آماده به خدمت) گرفتند كه از اين تعداد سه نفر به مدت شش ماه معلق از فعاليت تدريس شده اند. صدور اين حكم در اختيار وزير آموزش و پرورش است و معمولا بر اساس بند 31 و 32 ماده هشت قانون، وزير در بدترين شرايط اين حكم را امضا مي كند.
در حال حاضر پرونده 286 معلم در انتظار صدور حكم راي دادگاه است تعدادي از اين افراد با قيد كفالت و برخي با قرار وثيقه از بازداشت رها شده اند اما پرونده آن ها در حال تكميل و ارسال به دادگاه است .
اگر پرونده هاي معلمان در همين روزها بررسي و احكام آنان كه احتمالا همين حكم سه ماه تعليق است، صادر شود، معلمان در طول تابستان از خدمت معلق خواهند بود، در غير اين صورت با طولاني شدن رسيدگي به پرونده و صدور راي دادگاه معلمان در ماه هاي آغاز سال تحصيلي از حضور در كلاس منع خواهند شد و اين موضوع به معلمان، دانش آموزان و به طور كلي آموزش و پرورش كشور لطمه خواهد زد.

شرايط اين معلمين در زندانها چگونه است؟

البته بازهم بايد بگويم كه شرايط زندانها را نميتوان مختص يك قشر خاص كرد , متاسفانه در زندانهاي كشور ما زندانيان از مينيمم حقوق انساني شان هم برخوردار نيستند و اين موضوع هم بارها توسط كميته هاي مختلف حقوق بشري انعكاس و گزارش داده شده است . معلمين در جريان دستگيري هاي اخير مورد ضرب و شتم حتي در مواردي با باتوم قرار گرفتند و به آنها اتهاماتي نظير ارتباط با بيگانگان و ... زده شد , در گزارشات متعدد به هتك حرمت بازداشت شدگان توسط مامورين اشاره شده است , حتي ما گزارشاتي نيز داريم كه به معلمين زن دستگير شده اتهامات اخلاقي زده ميشود ( بنا به دلايلي از بردن نام معذورم ) . حتي در مواردي شاهد دستگيري معلمين بدون اينكه هيچ ردي از آنان وجود داشته باشد بوديم به عنوان مثال چندي پيش یک دبیر قروه ای به اتهام سازماندهی، شرکت و سخنرانی در اعتراضات معلمین کردستان و تشویش اذهان عمومی ! توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد. يا در موردي مشابه سرنوشت فرزاد کمانگر، معلم مدارس کامیاران و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که از 11 ماه قبل تاکنون در زندان اوین در بازداشت به ‌سر می‌برد، هنوز مشخص نشده است.فرزاد کمانگر در ایام بازداشت خود، از حق برخورداری از وکیل و دیدار با خانواده‌ی خود محروم بوده و در وضعیتی بسیار سخت و بدون وجود حداقل امکانات زندگی، به سر برده است. نامبرده همچنین در زندان اوین به شیوه‌ای بسیار غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفته است.
البته نكته اي كه شخصا با اين سوال به ذهنم زد اين بود كه معلمين همواره قشري مورد احترام و شريف به لحاظ سطح اجتماعي و فرهنگي بوده و هستند و شما فكر كنيد كه اين رفتار (ضرب و شتم و اهانت گرچه براي هيچ كس پذيرفته شده نيست ) اما براي يك معلم شريف , چقدر ميتواند دردناك و غير قابل تصور باشد .

اخيرا در مقاله اي به احكامصادره براي معلمان بازداشت شده اشاره داشتيد كه در گزارشگران منتشر شد اگر اطلاعات بيشتري در اختيار داريد توضيح دهيد.

صدور اين احكام در حال حاضر هم همچنان ادامه دارد و ما هر روز شاهد اين نمونه ها در مورد همكارانمان هستيم به عنوان مثال روز ( 29/3/1386) در دادگاه انقلاب واقع در خيابان معلم ، محمد خاکساری مدير مسئول هفته نامه توقيف شده قلم معلم حضورپيدا کرد تا بداند آزادی اش در گرو بازداشت سند يك ميليارد ريالي است ؟

از تاريخ 15 ارديبهشت تا اواسط خرداد اين فعال صنفی – فرهنگي تقريبا هر روز به جز روزهای تعطيل برای پس دادن بازجويي به اين به اصطلاح دادگاه فراخوانده ميشد . اخيراچند روزی خبری از اين احضارها نبود اما بالاخره روز سه شنبه بيست و نهم خرداد قرار بازداشت سند يك ميليارد ريالي براي ايشان صادر شد .
اين احكامي كه به معلمين نسبت داده شده در واقع پايه و اساسي در واقعيات موجود ندارند , به عنوان مثال معلمين به اتهام شركت در تجمعات و يا انتشار بيانيه احضار و زنداني يا حتي تبعيد ميشوند در حالي كه اين به هيچ عنوان نميتواند جرم تلقي شود. هيچ يك از اين اقدامات آنها خلاف قانون نبوده و در واقع اصرار بر خواسته ها و حقوق حقه شان است .
آنان به خاطر دفاع از حقوق آموزش و پرورش و دغدغه ي تعليم و تربيت ونگراني بخاطر بي انگيزه بودن،بي هدف بودن و تحليل رفتن نظام تعليم و تربيت و نسل جوان اين آب و خاک که يکي از علل عمده ي آن فقر معلمان مي باشد دست به اعتراض زدند . و پس از هفته ها زنداني و بازجويي هاي طولاني از دهها معلم درسراسر کشور هيچ ردپا ازآنان دال برارتباط آنان با بيگانگان کشف نشده و هيچ انحراف اخلاقي و موارد مشابه كه به آنان نسبت داده شده به دست نيامده است . هيچ سو استفاده مالي از آنان در دست نيست . آيادغدغه ي به انحراف رفتن جوانان اين مملکت ضربه زدن به نظام است؟ و آيا دلسوزي براي آينده فرزندانمان , به معني برهم زدن نظم و .. است ؟ اگراينطور است پس همه ما مجرم هستيم چون همه ما در قبال اين اوضاع خودمان را مسئول ميدانيم و همه ما دلمان براي مسئوليت خطيري كه روي دوشمان است ميتپد . و از مسئولين ميخواهيم كه جرم ما را براي مردم ايران اعلام كنند تا عزت و سربلندي معلم كه همواره جايگاه خودش را داشته به اين طريق باز هم تداوم داشته باشد .
بنا به اين دلايل من در مورد احكامي كه براي معلمان صادر شده هيچ جاي فكر و ترديد نميبينم گرچه هنوز هم ميگويم كه اين يك بي عدالتي بزرگ در حق معلمين شريف ميهنمان بوده و هست اما بازهم اين احكام فقط و فقط بر افتخار ما مي افزايد كه در مقابل اين بي عدالتي سكوت نكرديم و حتي با وجود تمام اين مشكلات بر شدت اعتراضاتمان افزوديم .
يكي از برجسته ترين مختصات اعتراضات اخير معلمين سراسري بودن آن بود حال آنكه اين ويژگي در جنبشهاي كارگري و دانشجوئي و حتي زنان سايه روشنهائي را نشان ميدهد. علت سراسري بودن جنبش معلمان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اعتراضات اخیرما که از سال گذشته شروع شد، یکی از مهمترین مبارزات در جامعه ما طی ٢٨ گذشته علیه تبعیض ونابرابری بوده است. از مهمترین ویژگیهای این اعتراضات، گستردگی آن در سراسر کشور بود .

هر حركتي اگر بخواهد به هدف نهايي اش برسد , نيازمند اتحاد و انسجام كليه عناصر شركت كننده اش است .

من فكر ميكنم در حركتهاي اخير معلمين همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد , معلمين سراسر كشور در شهر هاي مختلف دست به دست هم دادند تا با كمك هم در يك مسير مشترك گام بردارند . در اكثر شهر ها هم اين اتحاد به چشم ميخورد . در خميني شهر , قروه , اصفهان , اهواز و تهران و ... شاهد حركتهاي معلمين بوديم . حتي وقتي كه آقاي ابطحي در زندان بودند و به بهانه هاي مختلف از آزادي ايشان ممانعت به عمل ميامد , معلمين خميني شهر در اعتراض به اين موضوع تجمعاتي داشتند و حتي اقدام به تهيه وثيقه براي آزادي ايشان كردند . خوب اين ويژگي خيلي چشمگير بود چرا كه همه ما ميدانستيم اگر خودمان صدايمان را نرسانيم كسي نيست كه گوياي حرفهاي ما باشد و به قولي براي حل مشكلاتمان تنها و تنها خودمان هستيم كه بايد آستين بالا بزنيم و شروع كننده باشيم چرا كه ي ساليان متمادي ديده بوديم كه اگر خودمان براي بهبود اوضاع اقدامي نكنيم , كسي به فكر اين اوضاع نيستس و از اين به بعد هم با تكيه به همين نقطه قوت ها و برطرف كردن نقاط ضعف , بايد با استحكام بيشتر اين مسير را ادامه داد . در مورد بقيه اقشار هم من فكرميكنم ميتوان با اتحاد و پشتيباني يكديگر گامهي كيفي و موثر در پيشبرد اين اهداف برداشت . چرا كه خواسته ها ممكن است در ظاهرمتفاوت باشند اما در نهايت همه ما يك هدف واحد را دنبال ميكنيم وهمه مردم ايران يك درد و حرف مشترك دارند كه لاجرم براي رسيدن به آن بايد با ه متحد باشند واين اتحاد هر چه وسيع تر باشد بالتبع موفق تر هم خواهيم بود .

چه موانعي را براي نيل به همبستگي و اتحاد سراسري جنبش هاي برآمده دانشجوئي، كارگري و زنان الزامي ميدانيد؟

ما طی سالهای گذشته راههای مختلفی را برای رسیدن به خواسته هایمان امتحان کرده ایم. از اعتصاب وتظاهرات مقطعی تا تلاش برای مذاکره وراههای قانونی. ولی همانطور که همه میدانیم تمام این تلاشها بی نتیجه بود.الان دیگر به این نتیجه رسیده ایم که تحقق خواسته هایمان با یک مبارزه قاطع وگسترده ممکن خواهد بود. و در كنار اين مبارزه تشکل برای پیشبرد هر مبارزه ای از نان شب هم واجب تر است. بدون تشکل هیچ مبارزه ای به سرانجام نمیرسد. اگر هم حرکتی شروع شود یا بزودی سرکوب میشود یا بر اثرتشتت و پراکندگی به جایی نخواهد رسید.این واقعیت را هم در اعتراضات معلمان تجربه کردیم و هم تجربه اعتراضات بخشهای دیگر آنرا تایئد میکند.بنابر این هرچه ما متشکلتر باشیم شانس به نتیجه رسیدن حرکتمان بیشتر است.
فكر ميكنم كه در حال حاضر اصلي ترين عاملي كه ميتواند در شكل دادن به حركتهاي ما نقش داشته باشد , اعتراض یکپارچه و متحد و منسجم ما براي دستيابي به حقوق مسلممان است . مهم اين نيست كه حق چه كسي پايمال ميشود , مهم باز پس گرفتن اين حقوق و اعلام خواسته هاي قانوني و برحق هر گروه و طبقه يا قشري است . اگر امروز دانشجويان پلي تكنيك در اعتراض به بازداشت و زنداني شدن همكلاسي هايشان از شركت در جلسات امتحان خودداري ميكنند , ما هم بايد در اين صحنه نقش و وظيفه خودمان را ايفا نموده و به پشتيباني از آنها بلند شويم چرا كه در نهايت خواسته و حرفمان مشترك است و در اين راستا بايد همسو و همگام قدم برداريم . در حال حاضر هم با توجه به نزديك شدن 18تير , فكر ميكنم لازم است اين اتحاد عمل را هر چه بيشتر كنيم تا بتوانيم در روزهاي كليدي نقش خودمان را به بهترين شكلي ايفا كرده باشيم . و عامل بعدي هم كه من فكر ميكنم براي ما ميتواند تعيين كننده و سرنوشت ساز باشد , استمرار حركتها و اعتراضاتمان است . چرا كه از اين طريق ميتوانيم جديت و استحكام خود را در اين راه هر چه بيشتر نشان بدهيم و خود اين موضوع چه براي ما و چه براي طرف حسابهايمان ميتواند تعيين كننده باشد .

راهكارهاي آتي جنبش معلمان پس از سركوبهاي اخير كدام است؟

با توجه به اينكه برنامه هاي حاكم بر تشكل ها نقش تعيين كننده اي در شكل گيري و انسجام مبارزات دارند به نظر من سياستها و رهبري قاطعي كه كل خواسته هايمان را بدون هيچ كم و كاستي در نظر داشته باشد ميتواند حركت معلمان را متشكل و نمايندگي كند , يعني عاملي كه در كنار اينها امكان نمايندگي شدن كل خواسته هاي ما را تضمين ميكند ساختار چنين تشكل هايي است مثلا مجمع عمومی و شوراها اشکالي هستند که متشکل شدن ما را بخوبی ممکن میکنند. من فكر ميكنم ما بايد به دنبال چنين مكانيسمي باشيم كه اين امر را تضمين كند و احتمال مماشات و سازش يا انحراف از خواسته هاي واقعي ما را به مراتب كمتر كند . با توجه به اين موضوع و دركنار حل همين نقاط ضعف ما به تمام فعاليتهايي كه تا كنون داشته ايم ادامه خواهيم داد , چرا كه من فكر ميكنم تنها راه حلي كه ميشد در اين شرايط در پيش رو گرفت همين بود . به همين دليل هم از اين به بعد ما به تمام فعاليت هايمان ادامه ميدهيم و از هيچ اقدامي كه آن را در جهت رسيدن به اين اهداف لازم بدانيم فروگذار نخواهيم نمود .
البته با توجه به شروع فصل گرما و تعطيلات , بايد بگويم كه نبايد انسجام و وحدتي كه تا بحال بدست آورده ايم را از دست بدهيم و متفرق شويم , بلكه به عكس بايد با تمام توان از اين فرصت نيز استفاده كرده و به حركتهايمان شكل بدهيم تا شروع سال آينده با موفقيت همراه باشد . در واقع بايد از هم اكنون تمام آماده سازي ها براي آينده انجام بگيرد و مهمترين نكته حفظ اتحاد و يكپارچگي ماست .

نقش رسانه هاي خارج از كشور را در حمايت و پشتيباني از مبارزات معلمان چگونه ميبينيد و پيام شما به اين نهادها چيست؟

در اين شرايطي كه صداي ما حتي توسط رسانه هاي داخل كشور هم منعكس نميشود و هيچ كس نيست كه حتي گوش شنوايي براي خواسته هاي ما باشد من فكر ميكنم كه رسانه هاي خارج از كشور كه امكان انعكاس صداي مردم ايران را دارند , ميتوانند نقش مهمي داشته باشند . متاسفانه ما امروز شاهد بسته شدن مطبوعات و رسانه ها به جرم نوشتن حتي يك مقاله يا بيانيه هستيم . به عنوان مثال , توقيف هفته نامه قلم معلم به دليل انتشار بيانيه هاي شركت در تجمع و .... و از اين نمونه ها در كشورما كم نيست . ميتوان گفت كه درواقع آزادي بيان و آزادي قلم تبديل به يك حرف و شعار شده است . خوب در چنين شرايطي نقش رسانه هاي خارج از كشور بسيار روشن است . و من فكر ميكنم كه دست اندركاران اين رسانه ها با انعكاس صداي مردم ايران , ميتوانند فرياد پرطنين آنها در دنيا باشند . بالتبع همه آنها ميتوانند حتي در هر چه رساتر كردن صداي مردم ايران , نقش كليدي ايفا كنند . از انعكاس دردها , حرفها و خواسته هاي آنها گرفته تا انعكاس اخبار مربوط به دستگيريها و اعتراضات و اعتصابات و ... .
اميدوارم كه تمامي دوستان در اين زمينه كمك كار مردم ايران باشند تا بتوانيم به اين طريق هر چه بيشتر صدايمان را به گوش همه برسانيم و گامي از اين طريق نيز برداشته باشيم .

اگر ناگفته اي داريد لطفا بيان كنيد؟

به همكاران و دوستان عزيزي كه اين مصاحبه را ميخوانند : بعد از روزهايي كه تك تك ما گذرانديم و بعد از حوادثي كه شاهد آن بوديم , بعد از اينكه جواب خواسته ها و حرفهايمان را با زندان و بگير و ببند گرفتيم , اگر چه براي همه ما خيلي سخت بود ولي گفتيم كه هر طور شده بايد تا آخر ادامه بدهيم و به سرانجام برسيم .
اگر چه ميتوان گفت كه هنوز راه زيادي در پيش داريم اما ما مطمئن هستيم كه با اتحاد و يكدلي ميتوان به تمام اهدافمان برسيم و در سايه پشتكار و تلاش ما اين امر ممكن و دست يافتني است .
از هم اكنون بايد خود رابرای شروع مجدد اعتراضات آماده کنیم.ازتعطیلات تابستان باید برای آماده سازی حرکتهای بعدی استفاده کنیم. خصوصا اينكه در حال حاضر ما روز 18 تير را هم در پيش رو داريم . همه ما به خوبي ميدانيم كه براي حل و فصل تمام مشكلاتمان بايد دست به دست هم بدهيم و با تكيه بر انسجام فعاليتهاي مستمرمان قطعا به هدف مطلوب نهايي خواهيم رسيد . پس نه تنها بايد به اعتراضات خود ادامه داده و هر طور شده بر دامنه آنها بيفزاييم بلكه بايد به حمايت از بقيه اقشار هم بلند شويم و صداهايمان را يكي كنيم تا بتوانيم كاري از پيش ببريم , مشكل به يك فرد و دو فرد بر نميگردد , ممكن است اين اتفاقات براي هر كسي بيفتد گرچه زندان و حكمي اينچنيني جز افتخار چيزي نيست اما بايد بگويم كه ما هم بايد در قبال وظايفمان پاسخگو بوده و سكوت كردن به اين وضعيت جايزنيست . اميدوارم كه بتوانيم از عهده انجام مسئوليتهايمان در اين مسير بر بياييم .

با سپاس از شما

بهروز سورن

گزارشگران