| نقل مطالب خانه کارگر آزاد با ذکر منبع آزاد است. |
|
بهروز سورن :
مصاحبه سایت گزارشگران با خانم صبوری در رابطه انجمن اتحاد معلمان
هشتم تیر ماه هشتاد و ششبا سلام به شما خانم صبوري و مرسي از اينكه در اين گفتگوي نوشتاري شركت ميكنيد سلام بر شما و از اينكه فرصتي بمن داده شد تا از طريق شما صحبت و گفتگويي با هموطنان و خوانندگان سايت شما داشته باشم بسيار سپاسگزارم . انجمن اتحاد معلمان چگونه نهاديست. لطقا از چگونگي پيدايش و اهداف آن براي خوانندگان سايت بگوئيد؟ انجمن اتحاد معلمين براي دفاع از حقوق اقشار مختلف جامعه , دانشجويان , كارگران , زنان و بخصوص معلمين تشكيل شد. در واقع پس از اينكه به هيچ يك از خواسته هاي بر حق معلمين و به تبع مردم كشور رسيدگي نشد و اوضاع رو به بهبود نرفت و بر شدت مشكلات نيز روز به روز افزوده شد, وعدم رسيدگي مسئولين به مشكلات و معضلات جامعه من جمله مسئله آموزش و پرورش كه يكي از بنياد هاي اصلي در جامعه مي باشد , تصميم گرفتيم بر حكم وظيفه انساني مان كاري كرده و قدمي برداريم , گرچه راهي صعب و طولاني در پيش مينمود اما با ايمان به اينكه هر تغييري ممكن است انجمن اتحاد معلمين را تشكيل داديم تابه اين وسيله بتوانيم فرياد اقشار مردم كشورمان باشيم و صداي در گلو مانده آنان رابه گوش جهانيان برسانيم.ما معتقديم كه معلمين بايد از آزادي انديشه و بيان بر خوردار باشند تا بتوانند بهتر و راحت تر به تدريس بپردازند. همچنين بايد معلمين بعنوان عناصر آگاه , دلسوز و شرافتمند در جامعه اجازه دفاع ازحق و حقوق خود را داشته باشند و بايد از سوي دولت حقوق آنها به رسميت شناخته شودو تضمين شغلي و امنيتي داشته باشند. دولت بايد در قبال خواسته معلمين پاسخگو باشد زيرا خواسته معلمين خواسته دانش آموزان و خواسته همه مردم نيز هست. بايداز سوي دولت به آموزش و پرورش رسيدگي خاص بشود تا دانش آموزان بتوانند از امكانات رفاهي و آموزشي بر خوردار باشند. و معلمين بتوانند با آرامش خاطر به دانش آموزان درس بدهند. و سطح آموزشي را ارتقاء دهند. همچنين تأمين نيازمنديهاي ضروري زندگي از قبيل معيشت و مسكن و بهداشت و تحصيلات براي محرومان و اقشار كمدرآمد جامعه بهخصوص معلمان و دبيران و بازنشستگان، در اولويت قرار بگيرد. همچنين ما معتقديم در نظامي كه مدعي آزادي و دموكراسي است , تمام مردم بايد از حقوق انساني خود برخوردار باشند و اين حقوق علاوه بر معلمين , مربوط به بقيه اقشار نيز ميباشد و ما براي احقاق حقوق تمام مردم تلاش خواهيم كرد و از هيچ اقدامي كه كميته آن را در جهت رسيدن به اين اهداف لازم بداند فروگذار نخواهيم نمود . براي ما مهم نيست كه حق چه كسي پايمال ميشود , براي ما مهم باز پس گرفتن اين حقوق و اعلام خواسته هاي قانوني و برحق هر گروه و طبقه يا قشري است .
در مجموع به صورت محوري و خلاصه در مورد اهداف اين انجمن ميتوان گفت :
1) ما بعنوان انجمن اتحاد معلمين ، خواهان آزادي بيان و انديشه, عقيده و قلم و مطبوعات , براي تمام اقشار و گروهها هستيم. ما همچنين خواستار اين هستيم كه آزادي كامل احزاب اجتماعات و سنديكاها تضمين شده باشد .
اگر اين گفتگو را مناسب ميدانيد بطور مختصر چكيده اي از تاريخچه جنبش معلمان را درايران توضيح دهيد.
جنبش معلمان و تاريخچه آن همانند تشكل هاي ديگر مثل سنديكاي كارگران و كانون نويسندگان و ساير تشكل ها ريشه چندين ساله دارد.حتما كه ميدانيد اين جنبش از ابتداي تأسيس همواره براي بدست آوردن حقوق پايمال شده اين قشر شريف و زحمتكش در صف مقدم تشكل ها قرار داشته به دو دليل:يكي اينكه اين طيف همواره جزو معتمدترين و شريف ترين افراد جامعه بودند در ثاني معلمان جزو لاينفك جامعه بوده و پايه و مسئوليت آگاهي بخشي و بيداري جامعه را بعهده دارد.اگر به وقايعي كه در اين جنبش از دهه30كه با تأسيس باشگاه مهرگان شكل گرفت تا ارديبهشت ما سال1340 كه اولين اعتراضات آنان در زمان پهلوي و دولت شريف امامي شكل گرفت كه اين تجمع در مقابل مجلس در ميدان بهارستان انجام شد.اين اعتراض بخاطر لايحه اشل حقوقي جديد فرهنگيان بود كه به مجلس رفته بود تا تصويب شود.اين تجمع با استقبال معلمان مواجه شد كه با ورود نيروي انتظامي به ميدان درگيري و شعار دادن آغاز شد. پليس براي متفرق كردن معلمان ابتدا از ماشين هاي آب پاش استفاده كرد. نطق ها و شعارهاي تند معلمان عليه دولت و وزير فرهنگ بر تشنج اوضاع افزود. تيراندازي شروع شد در اين درگيري جنبش معلمان اولين شهيد خود يعني دكتر ابوالحسن خانعلي تقديم جامعه فرهنگيان كرد و اين روز را در تاريخ بعنوان روز معلم نامگذاري شد.
جنبش معلمان در حال حاضر در چه موقعيتي بسر ميبرد؟
همانطور كه در جريان هستيد دور جديد اعتراضات با تجمعات دهها هزار نفره ما آغاز شد و حركتهاي اسفند ماه در واقع نقطه شروع و ابتداي راه ماست . كه در اين تجمعات خواست افزایش حقوقها متناسب با تورم، برخورداری از یک زندگی شایسته، اصلاح سیستم آموزش وپرورش و .... خواسته های دیگر مابودند که خود را در شعارها و اظهارات معلمان نشان داد و عليرغم اقدامات حکومت برای مقابله با گسترش اعتراضات، اعتصاب ٢٦ و٢٧ فروردین با شرکت ٨٠ تا ٩٠ درصدی معلمان برگزار شد وباردیگر نشان داد كه ما مرعوب دستگيري و تهديد نميشويم و برعكس هر اقدام حكومت ما را به ادامه اعتراضاتمان مصمم تر ميكند .
آيا نمايشات سراسري از جمله تجمعات و اعتصابات به اهداف حداقل خود دست يافته است؟ اگر نه چه نارسائي ها و عواملي را در عدم دستيابي به اين اهداف موثر ميدانيد؟
بايد بگويم كه متاسفانه با وجود تمام تلاشهايي كه معلمين كشورمان بخصوص طي اين ماهها داشتند , اوضاع نابسامان اقتصادي و همچنين ساير خواسته هاي آنان به سرانجامي نرسيده است و در واقع ميتوان گفت كه هنوز گوشي براي شنيدن اين صدا وجود ندارد . گرچه اين يك امر كاملا پيش بيني شده و بديهي بود اما بايد بگويم كه ضرب و شتم و بي حرمتي به معلمان و همچنين به حركتهاي برحق مردم از جمله دانشجويان و زنان و كارگران ميتواند تاثيرات خودش را داشته باشد , عليرغم نقاط قوتی که حركتهاي معلمين خصوصا حركتهاي اخيرشان داشته اما بايد گفت كه اعتراضات معلمان فاقد رهبری منسجم وقاطعی بود که با اتکاء به قدرت توده معلمانی که برای تحقق خواسته هایشان به میدان آمده بودند، این حرکت را به پیش ببرد.
در حال حاضر چه تعداد از فعالين اين جنبش در زندانها بسر ميبرند؟
٣٩معلم حكم سه ماهه تعليق از كار(آماده به خدمت) گرفتند كه از اين تعداد سه نفر به مدت شش ماه معلق از فعاليت تدريس شده اند. صدور اين حكم در اختيار وزير آموزش و پرورش است و معمولا بر اساس بند 31 و 32 ماده هشت قانون، وزير در بدترين شرايط اين حكم را امضا مي كند.
شرايط اين معلمين در زندانها چگونه است؟
البته بازهم بايد بگويم كه شرايط زندانها را نميتوان مختص يك قشر خاص كرد , متاسفانه در زندانهاي كشور ما زندانيان از مينيمم حقوق انساني شان هم برخوردار نيستند و اين موضوع هم بارها توسط كميته هاي مختلف حقوق بشري انعكاس و گزارش داده شده است .
معلمين در جريان دستگيري هاي اخير مورد ضرب و شتم حتي در مواردي با باتوم قرار گرفتند و به آنها اتهاماتي نظير ارتباط با بيگانگان و ... زده شد , در گزارشات متعدد به هتك حرمت بازداشت شدگان توسط مامورين اشاره شده است , حتي ما گزارشاتي نيز داريم كه به معلمين زن دستگير شده اتهامات اخلاقي زده ميشود ( بنا به دلايلي از بردن نام معذورم ) . حتي در مواردي شاهد دستگيري معلمين بدون اينكه هيچ ردي از آنان وجود داشته باشد بوديم به عنوان مثال چندي پيش یک دبیر قروه ای به اتهام سازماندهی، شرکت و سخنرانی در اعتراضات معلمین کردستان و تشویش اذهان عمومی ! توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد. يا در موردي مشابه سرنوشت فرزاد کمانگر، معلم مدارس کامیاران و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان که از 11 ماه قبل تاکنون در زندان اوین در بازداشت به سر میبرد، هنوز مشخص نشده است.فرزاد کمانگر در ایام بازداشت خود، از حق برخورداری از وکیل و دیدار با خانوادهی خود محروم بوده و در وضعیتی بسیار سخت و بدون وجود حداقل امکانات زندگی، به سر برده است. نامبرده همچنین در زندان اوین به شیوهای بسیار غیرانسانی مورد شکنجه قرار گرفته است. اخيرا در مقاله اي به احكامصادره براي معلمان بازداشت شده اشاره داشتيد كه در گزارشگران منتشر شد اگر اطلاعات بيشتري در اختيار داريد توضيح دهيد.
صدور اين احكام در حال حاضر هم همچنان ادامه دارد و ما هر روز شاهد اين نمونه ها در مورد همكارانمان هستيم به عنوان مثال روز ( 29/3/1386) در دادگاه انقلاب واقع در خيابان معلم ، محمد خاکساری مدير مسئول هفته نامه توقيف شده قلم معلم حضورپيدا کرد تا بداند آزادی اش در گرو بازداشت سند يك ميليارد ريالي است ؟
از تاريخ 15 ارديبهشت تا اواسط خرداد اين فعال صنفی – فرهنگي تقريبا هر روز به جز روزهای تعطيل برای پس دادن بازجويي به اين به اصطلاح دادگاه فراخوانده ميشد . اخيراچند روزی خبری از اين احضارها نبود اما بالاخره روز سه شنبه بيست و نهم خرداد قرار بازداشت سند يك ميليارد ريالي براي ايشان صادر شد .
هر حركتي اگر بخواهد به هدف نهايي اش برسد , نيازمند اتحاد و انسجام كليه عناصر شركت كننده اش است . من فكر ميكنم در حركتهاي اخير معلمين همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد , معلمين سراسر كشور در شهر هاي مختلف دست به دست هم دادند تا با كمك هم در يك مسير مشترك گام بردارند . در اكثر شهر ها هم اين اتحاد به چشم ميخورد . در خميني شهر , قروه , اصفهان , اهواز و تهران و ... شاهد حركتهاي معلمين بوديم . حتي وقتي كه آقاي ابطحي در زندان بودند و به بهانه هاي مختلف از آزادي ايشان ممانعت به عمل ميامد , معلمين خميني شهر در اعتراض به اين موضوع تجمعاتي داشتند و حتي اقدام به تهيه وثيقه براي آزادي ايشان كردند . خوب اين ويژگي خيلي چشمگير بود چرا كه همه ما ميدانستيم اگر خودمان صدايمان را نرسانيم كسي نيست كه گوياي حرفهاي ما باشد و به قولي براي حل مشكلاتمان تنها و تنها خودمان هستيم كه بايد آستين بالا بزنيم و شروع كننده باشيم چرا كه ي ساليان متمادي ديده بوديم كه اگر خودمان براي بهبود اوضاع اقدامي نكنيم , كسي به فكر اين اوضاع نيستس و از اين به بعد هم با تكيه به همين نقطه قوت ها و برطرف كردن نقاط ضعف , بايد با استحكام بيشتر اين مسير را ادامه داد . در مورد بقيه اقشار هم من فكرميكنم ميتوان با اتحاد و پشتيباني يكديگر گامهي كيفي و موثر در پيشبرد اين اهداف برداشت . چرا كه خواسته ها ممكن است در ظاهرمتفاوت باشند اما در نهايت همه ما يك هدف واحد را دنبال ميكنيم وهمه مردم ايران يك درد و حرف مشترك دارند كه لاجرم براي رسيدن به آن بايد با ه متحد باشند واين اتحاد هر چه وسيع تر باشد بالتبع موفق تر هم خواهيم بود .
چه موانعي را براي نيل به همبستگي و اتحاد سراسري جنبش هاي برآمده دانشجوئي، كارگري و زنان الزامي ميدانيد؟
ما طی سالهای گذشته راههای مختلفی را برای رسیدن به خواسته هایمان امتحان کرده ایم. از اعتصاب وتظاهرات مقطعی تا تلاش برای مذاکره وراههای قانونی. ولی همانطور که همه میدانیم تمام این تلاشها بی نتیجه بود.الان دیگر به این نتیجه رسیده ایم که تحقق خواسته هایمان با یک مبارزه قاطع وگسترده ممکن خواهد بود. و در كنار اين مبارزه تشکل برای پیشبرد هر مبارزه ای از نان شب هم واجب تر است. بدون تشکل هیچ مبارزه ای به سرانجام نمیرسد. اگر هم حرکتی شروع شود یا بزودی سرکوب میشود یا بر اثرتشتت و پراکندگی به جایی نخواهد رسید.این واقعیت را هم در اعتراضات معلمان تجربه کردیم و هم تجربه اعتراضات بخشهای دیگر آنرا تایئد میکند.بنابر این هرچه ما متشکلتر باشیم شانس به نتیجه رسیدن حرکتمان بیشتر است.
راهكارهاي آتي جنبش معلمان پس از سركوبهاي اخير كدام است؟
با توجه به اينكه برنامه هاي حاكم بر تشكل ها نقش تعيين كننده اي در شكل گيري و انسجام مبارزات دارند به نظر من سياستها و رهبري قاطعي كه كل خواسته هايمان را بدون هيچ كم و كاستي در نظر داشته باشد ميتواند حركت معلمان را متشكل و نمايندگي كند , يعني عاملي كه در كنار اينها امكان نمايندگي شدن كل خواسته هاي ما را تضمين ميكند ساختار چنين تشكل هايي است مثلا مجمع عمومی و شوراها اشکالي هستند که متشکل شدن ما را بخوبی ممکن میکنند. من فكر ميكنم ما بايد به دنبال چنين مكانيسمي باشيم كه اين امر را تضمين كند و احتمال مماشات و سازش يا انحراف از خواسته هاي واقعي ما را به مراتب كمتر كند . با توجه به اين موضوع و دركنار حل همين نقاط ضعف ما به تمام فعاليتهايي كه تا كنون داشته ايم ادامه خواهيم داد , چرا كه من فكر ميكنم تنها راه حلي كه ميشد در اين شرايط در پيش رو گرفت همين بود . به همين دليل هم از اين به بعد ما به تمام فعاليت هايمان ادامه ميدهيم و از هيچ اقدامي كه آن را در جهت رسيدن به اين اهداف لازم بدانيم فروگذار نخواهيم نمود .
نقش رسانه هاي خارج از كشور را در حمايت و پشتيباني از مبارزات معلمان چگونه ميبينيد و پيام شما به اين نهادها چيست؟
در اين شرايطي كه صداي ما حتي توسط رسانه هاي داخل كشور هم منعكس نميشود و هيچ كس نيست كه حتي گوش شنوايي براي خواسته هاي ما باشد من فكر ميكنم كه رسانه هاي خارج از كشور كه امكان انعكاس صداي مردم ايران را دارند , ميتوانند نقش مهمي داشته باشند . متاسفانه ما امروز شاهد بسته شدن مطبوعات و رسانه ها به جرم نوشتن حتي يك مقاله يا بيانيه هستيم . به عنوان مثال , توقيف هفته نامه قلم معلم به دليل انتشار بيانيه هاي شركت در تجمع و .... و از اين نمونه ها در كشورما كم نيست . ميتوان گفت كه درواقع آزادي بيان و آزادي قلم تبديل به يك حرف و شعار شده است . خوب در چنين شرايطي نقش رسانه هاي خارج از كشور بسيار روشن است . و من فكر ميكنم كه دست اندركاران اين رسانه ها با انعكاس صداي مردم ايران , ميتوانند فرياد پرطنين آنها در دنيا باشند . بالتبع همه آنها ميتوانند حتي در هر چه رساتر كردن صداي مردم ايران , نقش كليدي ايفا كنند . از انعكاس دردها , حرفها و خواسته هاي آنها گرفته تا انعكاس اخبار مربوط به دستگيريها و اعتراضات و اعتصابات و ... .
اگر ناگفته اي داريد لطفا بيان كنيد؟
به همكاران و دوستان عزيزي كه اين مصاحبه را ميخوانند : بعد از روزهايي كه تك تك ما گذرانديم و بعد از حوادثي كه شاهد آن بوديم , بعد از اينكه جواب خواسته ها و حرفهايمان را با زندان و بگير و ببند گرفتيم , اگر چه براي همه ما خيلي سخت بود ولي گفتيم كه هر طور شده بايد تا آخر ادامه بدهيم و به سرانجام برسيم .
با سپاس از شما بهروز سورن گزارشگران |