متن مصاحبۀ جونا گیندن با ویلیام ی. رابینسون (بخش اول):

آمریکا، ونزوئلا و برنامه‌ی "ترویج دموکراسی"


سی و یکم فروردین ماه هشتاد و هشت


http://ghaader.blogfa.com/post-118.aspx

مترجم : سودا ثانی/ وبلاگ قادر/ 17آوریل 2009 منبع:
(Open Democracy News Analysis (http://www.opendemocracy.net/ سوم اگوست ٢٠٠۵
ابزارهای سیاست خارجی ایالات متحده از سالهای ١٩٨٠ تاكنون تغییرات جدی كرده است. منافع و علائق آن بعد از "فروپاشی" كمونیسم در ٩١ ـ١٩٨۹ كمابیش همان‌ست كه بود٬ اما مکانیسم‌های دستیابی به آن‌ها همواره در حال تحول بوده اند.
این تحولات خود را در قالب تفكرات و برنامه‌ ریزی‌هایی كه سا‌ل‌های آخر جنگ سرد را شكل داد نمایان كرد. از سال‌های اولیه دهه هشتاد٬ در اثنای كمپین علیه نیكاراگوئه‌ی ساندینیست‌ها٬ سیاست‌گذاران ایالات متحده شروع به آزمایش استراتژی "ترویج دموكراسی" نمودند. این البته بگفته ویلیام ی.رابینسون حسن تعبیری‌ست معادل "امنیت ملی" و یا "مبارزه با تروریسم". وی استاد جامعه شناسی دانشگاه كالیفرنیا در سانتا بارباراست و از سالهای ١٩٨٠ ناظراین ایده و خط مشی بوده و خط سیر آن را دنبال كرده است.
رابینسون ابتدا بعنوان روزنامه نگار و سپس بعنوان ادیتور آژانس خبری نیكاراگوئه(١) در سالهای ٨٧ــ١٩٨٠ شروع به كار كرد. پس از آن٬ در سالهای ٩٠ــ١٩٨٧ مشاور وزارت خارجه نیكاراگوئه در امور سیاست خارجی ایالات متحده بوده است. وی شاهد مداخله مستقیم ایالات متحده در انتخابات ١٩٩٠ نیكاراگوئه بود و بعدها همۀ آن را در كتاب "سودای فاوستی: مداخله ایالات متحده درانتخابات نیكاراگوئه وسیاست خارجی آن در عصر پسا جنگ سرد" مستند نمود و سپس تئوریزه شدن این تغییر محور در سیاست خارجی آمریكا و گسترش آنرا در اكناف دنیا دنبال كرد. كوشش‌های وی در كتاب "ترویج حكومت پولیارشی(٢) : گلوبالیزاسیون٬ مداخله ایالات متحده و مسئله هژمونی" به اوج خود رسید.
فیل آجی٬ مأمور سابق سیا٬ در مصاحبه ای با سایت Venezuelaanalysis.com مداخله ایالات متحده در انتخابات ١٩٩٠ نیكاراگوئه را هم‌طراز اعمال همان مدل مداخله در ونزوئلا در حال حاضر دانست.
بسیاری از سازمان‌های آمریكائی در ونزوئلا درگیر شده اند منجمله "مركز اعطای ملی برای دموكراسی"(٣) و زیر مجموعه هایش: انستیتوی بین المللی جمهوریخواهان(٤)٬ مركز بین المللی اقتصاد آزاد(۵)٬ وسولیداریتی سنتر اتحادیه های آ. اف. ال ــ سی آی او(٦)٬ ان دی آی و آی ار آی٬ كه همگی دفاتری در كاراكاس دارند. همین گروه‌ها همراه با آژانس توسعه بین المللی ‎آمریكا ــ یوسید(٧) و یك شركت خصوصی مقاطعه كار آن٬ بنام شركت بین المللی آلترناتیوهای توسعه(٨) هستند كه اپوزیسیون سیاسی ونزوئلا را به لحاظ مالی تغذ یه می‌نمایند.
شاید بهترین شاهد مثال در "جامعه مدنی" گروهی موسوم به سومیت(٩) باشد كه مدیر آن٬ ماریا كورینا ماچادو در31 مه به كاخ سفید دعوت شد كه با پرزیدنت بوش ملاقات كند؛ افتخاری كه هنوز نصیب پرزیدنت هوگو چاوز نگشته است! اما سومیت تنها قسمت پیدای كوه یخ است: بسیاری از احزاب سیاسی وسازمانهای غیر دولتی وط‌‌ن‌پرست اعانه‌هائی از آن‌ها و نیز از كانالهای دیگر دریافت می‌كنند كه در چارچوب كوشش‌های همه جانبه آمریكا در براندازی هوگو چاوز و نابودی " انقلاب بولیواری" وی قرار میگیرد.
رابینسون دركتاب "ترویج حكومت پولیارشی" مینویسد: "برخلاف سیاست پیشین ایالات متحده در امر مداخله گری٬ سیاست جدید به مراتب بیشتر بر روی خود جامعه مدنی كشورهای مورد مداخله متمركز است تا بر ساختمان دولتی رسمی شان." این مدل جدید مداخله سیاسی "تأكید ش بر ایجاد نیروهائی در جامعه مدنی این كشورهاست كه همدست جریانات غالب در داخل ایالات متحده و نقاط گرهی سیستم سرمایه داری جهانی باشند."

جونا گیندن: آیا بسط دموكراسی ذاتا عملی امپریالیستی است؟

ویلیام رابینسون: خیر٬ ترویج دموكراسی در ذات خود ابدا امپریالیستی نیست. بالعكس٬ حتی عملی انقلابی٬ پیشرو و عالی است! اما آنها كه دموكراسی را ترویج میكنند نهضت‌های اجتماعی در جهان شمال و جنوب هستند؛ جنبش همبستگی در شمال و جنبشهای توده‌ای در جنوب. آنچه ایالات متحده در ونزوئلا و یا جاهای دیگر ترویج مینماید٬ دموكراسی نیست٬ سیاست خارجی ایالات متحده است٬ مطلقا ربطی به گسترش دموكراسی ندارد و ذاتا امپریالیستی است.
اما بحث من به‌هیچ‌ وجه این نیست كه جنبش‌های دموكراتیك در اكناف جهان٬ محصولات سیاست خارجی آمریكا هستند٬ برعكس٬ بحث‌ام این‌ست كه چرخش سیاست خارجی و شیوه‌های جدید آن درخدمت چالش٬ به تحلیل بردن٬ محدود نمودن و كنترل دامنه گسترش تغییرات اجتماعی و سیاسی در كشورهائی است كه توده‌های مردم و نیز نخبگان درگیر مبارزه برای آزادی اند.
از این نظر٬ مداخله سیاسی ایالات متحده تحت پرچم "گسترش آزادی" با هدف تخریب آزادی واقعی٬ كسب قدرت كنترل نهضت‌های مردمی برای دموكراسی٬ حد نهادن بر این نهضت‌ها و محدود نمودن هرگونه تغییری است كه توسط این جنبش‌های مردمی آزادیخواهی كسب میشوند تا پی آمدهای مبارزه برای آزادی٬ سیستم برگزیدگان و یكپارچگی و پیوستگی سرمایه داری جهانی را تهدید نكند.
اگر آزادی به مثابه قدرت گیری مردم٬ شركت توده‌ها در تصمیمات حیاتی جامعه و توزیع دموكراتیك منابع مادی و معنوی تلقی گردد٬ آنگاه این امر به معنای تهدیدی عمیق برای منافع سرمایه داری جهانی شمرده شده و میبایست توسط آمریكا و نخبگان فرا ملیتی بیرحمانه سركوب شود. عنصر تازه در استراتژی "ترویج دموكراسی" این است كه این مخالفت و سركوب اكنون زیرعنوان بدیع "بسط دموكراسی" و با استفاده از وسائل وكیفیت‌های پیچیده و نوین مداخله سیاسی هدایت میشود .

جونا گیندن: چگونه میتوان بین ان جی او ها و گروه‌های حقوق بشر واقعی كه حقوق اجتماعی٬ اقتصادی٬ و حقوق انسانی را ترویج می‌نمایند٬ و سازمان‌های رنگارنگی كه توسط "ند" ("مركز اعطای ملی برای دموكراسی") تغذیه میشوند تمییزقائل شد؟

ویلیام رابینسون: فكر میكنم آنچه میگذرد عبارت است از اینكه به نسبتی كه كشورها و جوامعی به لحاظ حضور سرمایه داری جهانی از هم می پاشند٬ به همان درجه اشكال قدیمی‌تر حكومت‌های ــ استبدادی٬ دیكتاتوری ــ مشروعیت خود را از دست داده و توسط توده‌ها به چالش كشیده میشوند و درست به همین لحاظ است كه ایالات متحده قصد دارد كنترل نوع تغییرات سیاسی را كه روی می‌دهند در دست گرفته و اطمینان حاصل نماید كه گروه‌های معینی قدرت بگیرند ودیگران به حاشیه رانده شوند. بنابراین وقتی ایالات متحده به كشوری مانند قرقیزستان یا اكراین میرود٬ همه گروههای مختلف درگیر مبارزه برای دموكراسی در آن كشور مورد بررسی اش قرار میگیرند؛ برخی شان انتخاب میشوند كه از طریق امكانات مالی ٬ فنی و مشاوره پشتیبانی شوند و بقیه حذف میشوند.
سه نوع از این گروهها را میتوان تمییز داد:
اول ــ آنهائی كه بوضوح عوامل اجرای اهداف سیاست خارجی آمریكا هستند٬ دسته‌جاتی كه میكوشند دموكراسی را محدود وتغییرات را كنترل نمایند.
دوم ــ آنها كه نشود خریدشان٬ به حاشیه رانده میشوند.
سوم ــ آنها كه آمریكا نمیتواند یا علاقه ای ندارد كه ایشان را به حاشیه براند و یا چالش شان كند٬ اما كوشش میكند با ایشان همكاری نموده و معتدلشان سازد.
اغلب مواقع عناصرخوش نیتی هم پیدا میشوند كه در عین حال صاحب برنامه سیاسی مشروعی برای آزادی هستند و به دلیل آنكه سازو كار و یا شرایط موجود اجازه كار دیگری را نمی‌دهند٬ جذب عملیات سیاست خارجی آمریكا و قدرت‌مداران فراملیتی میشوند.

جونا گیندن: ایالات متحده در چه كشورهائی بدنبال "ترویج دموكراسی" است؟

ویلیام رابینسون: دو دسته بسیار متفاوت از این برنامه‌ها وجود دارد؛ یكی برنامه‌های مخصوص كشورهائی كه در حال حاضر توسط نخبه‌گان اداره میشوند و در اردوی سرمایه داری جهانی قرار دارند. در این كشورها٬ برنامه های مداخله سیاسی در خدمت تقویت نئولیبرال‌هاست تا جائیكه به كنترل دولت دست یابند و هژمونی خود را بر جامعه مدنی تأمین نمایند. تقویت این نخبه‌گان نئولیبرال و تأمین اقتدار ایشان ٬ آن بعد سیاسی است كه بعد اقتصادیش را تكمیل میكند كه عبارت باشد از تطابق ساختاری نئولیبرالی و وحدت آن بااقتصاد سرمایه داری جهانی عصر حاضر. این نوع برنامه‌ها در ده‌ها كشور مختلف به اجرا در آمده اند. هدف دیگر این برنامه ها آنست كه نیروهای محبوب مردم٬ وطنپرستان٬ انقلابیون و دیگر نیروهای مترقی كه ممكنست رژیم‌های مسلط و تثبیت شده نئولیبرال یا نخبگان محلی طرفدار آمریكا را به چالش بطلبند را منزوی نماید.
نوع دوم "ترویج دموكراسی"، براندازی رژیم‌هائی است كه ایالات متحده علاقه ای به آنها ندارد و یا ایجاد یك دولت گذار به دموكراسی در كشورهائی كه واشینگتن "تغییر رژیم" را برای ثبات آن كشورها و انضمام آنها به سرمایه داری جهانی ضروری میبیند. هائیتی یكی از كشورهائیست كه ایالات متحده در سالهای اخیر تلاش كرده با استفاده از برنامه "ترویج دموكراسی" بی ثباتش نماید. دسته‌جات و عناصری كه در حال حاضر در قدرت اند در برنامه بی ثبات كردن حكومت ژان برتراند اریستید شركت داشتند٬ آنها ازاواخر سالهای ١٩٨٠ از طریق برنامه "ترویج دموكراسی" آمریكا مكشوف و تا زمان كودتای مارس ٢٠٠٤ آمریكا در هائیتی بطور دائم تحت حمایت آن قرار داشتند.
در مواردی دیگر٬ كشورهائی هدف برنامه "گذار به دموكراسی" قرار میگیرند كه برنامه‌ای تحت حمایت آمریكائی‌هاست واغلب بانی جایگزینی و جابجائی ساختار حكومتها و دولتها بوده است. آفریقای جنوبی و كشورهای اروپای شرقی در دهه ٩٠ و نیز وضعیت موجود درعراق در این كاتگوری قرار دارند.

جونا گیندن: رابطه "ند" (مركز اعطای ملی برای دموكراسی) و دولت آمریكا چیست؟

ویلیام رابینسون: ارتباطات بسیار نزدیكی وجود دارد. این حقیقت كه "ند" بودجه خود را از كنگره آمریكا دریافت میكند هنوز نزدیكترین رابطه نیست. عملیات "ند" در وزارت كشور و كاخ سفید و اغلب در هماهنگی با سازمان سیا طراحی میشوند كه همه در هماهنگی كامل با سفارتخانه های آمریكا در محل می‌باشد. مقاماتی كه این عملیات بر عهده شان قرار داده میشوند٬ نوعا تیپ‌هائی هستند كه در روابط ادواری با دولت ایالات متحده بوده و مرتبا مشاغل دولتی شان را تغییر میدهند.
مبارزه بر سر جامعه مدنی جهانی است و روز بروز بدلیل اینكه دیگر هیچ كشوری در جهان نمانده كه بسرعت در سیستم جهانی داخل نشده باشد داغترهم میشود. ونزوئلا یكی از آنهائیست كه در صف مقدم این مصاف قرار دارد.
كانالهای علنی كمك‌های مالی از طریق عملیات "ند" ــ كه البته كاملا هم آشكارا نیستند- شالوده ای ازتماس‌ها٬ شبكه‌های ارتباطی٬ و كانالهای نفوذی ایجاد می نماید كه نهایتا برای عملیات و كمك‌های مالی مخفیانه در دسترسند. این الگوئیست كه در همه جا می‌بینیم. در زمان انتخابات ١٩٩٠ نیكاراگوئه٬ در برابرهر یك دلار بودجه از "ند" و یا " یوسید"٬ چندین دلاربودجه از سازمان سیا میآمد. این تنها نوك كوه یخ بود كه ما توانستیم افشایش كنیم.
فكر میكنم نقطه ضعف نیروهای مترقی در سراسر جهان در اینست كه دینامیسم سیاسی دنیای معاصر را صرفا بعنوان تقلاهای درون امپراطوری ایالات متحده می بینند. سپس٬ داستان عبارت میشود از "آمریكا علیه بقیه دنیا"٬ و این اشتباه عمیقی است. یكی از مفاهیم كلیدی جهانی سازی٬ ظهور یك الیت فراملیتی است كه منافعش در كوشش برای حفظ نظم موجود سرمایه داری جهانی٬ دفاع از آن و گسترش آن است. این الیت هم چنین بر سر اینكه "ترویج دموكراسی" برای پیشبرد و تثبیت نظم موجود حیاتی‌ست٬ اتفاق نظر دارد. ممكن است كه تفاوتهای تاكتیكی و یا استراتژیكی در چگونگی انجام آنها دیده شود مثلا در مسئله عراق. در ونزوئلا هم آن را مشاهده میكنیم: اروپای غربی٬ كانادا و بیشتر حكومتهای آمریكای لاتین مایلند چاوز از قدرت بیفتد و قدرت برگزیده‌گان اعاده گردد. اما در مورد شیوه انجام آن نظرات متفاوتی دارند.
تا بدین‌جا٬ استراتژی آمریكا وسیعا پس زده شده است. بنابر این تفاوتهای تاكتیكی و استراتژیكی وجود دارند اما منافع مشترك هم بین دولتهای سرمایه داری هدایت كننده موجود است.

ادامه دارد


Agencia ‏‏‏Nueva Nicaragua(١)
(٢) پولیارشی(حكومت چند تنی)٬ نوعی دولت مردمی مبتنی بر دموكراسی است كه اولین بارتوسط رابرت دال٬ استاد دانشگاه ییل٬ دركتاب " مقدمه ای بر تئوری دموكراتیك" در سال ١٩۵٦ آورده شد. این تئوری در طی دهه های گذشته تحولات بسیار داشته و اكنون با آنچه در ابتدا بوده متفاوت است. این تئوری یكی از پایه های نظری سیاست خارجی ایالات متحده را تشكیل میدهد.

National Endowment ofDemocracy : http://www.ned.org/(٣)
(٤) International Republican Institute: http://www.iri.org/
(۵)Center for International Private Enterprise: http://www.cipe.org/
(٦) AFL-CIO’s Solidarity Center: http://www.solidaritycenter.org/
(٧)http://www.usaid.gov/about_usaid US Agency for International Development:
(٨) Development Alternatives International: http://www.dai.com/
(٩)http://www.sumate.org/ Sumate:


* این متن که قسمت اول ترجمه ای طولانی تر است، طبق برنامه اولیه میبایست قریب یک ماه پیش در اینجا به چاپ می رسید. اما علیرغم تاخیر در انجام این کار، به خاطر لزوم توجه فعالین جنبش چپ و کارگری به محتوای افشاگرانه آن و بنابراین مانایی ارزش هایش، کماکان طبق برنامه و در چند قسمت به چاپ می رسد. با تشکر از رفیق ثانی که ترجمه کامل این متن را در دستور خود گذاشته و پوزش از خوانندگان قادر.