پیش به سوی رهایی کارگران زندانی با مبارزه
ای متحد و سراسری!
کارگران
ایران در هر نقطه از این جامعه و با هر زبان و تکلم و با هر
شیوه استخدامی، چه موقت و چه پیمانی وچه بیکار از
هر جنس چه زن و چه مرد کارگر، قربانی سیاست های بورژوازی
رژیم برای برون رفت از بحران پیش رو هستند. این
همیشه سنت تاریخی سرمایه داری بوده است که در رونق
و بحران همیشه کارگران بوده اند که به درجات مختلف استثمار شده و تحت فشار
بوده اند.
به
دهه بعد از انقلاب بهمن باز گردیم تا ببنیم که چگونه تلاش برای
تثبیت این رژیم ازمسیر سرکوب کارگران و فعالین
سیاسی آنان گذشت و به دنبال خود هزاران نفر از عزیزان این
طبقه به جوخه های اعدام سپرده شدند ویا تن به تبعید ناخواسته و
اجباری دادند. در دوره بعد از جنگ 8 ساله هم و با شروع دوره بازسازی و
یک دوره انباشت سرمایه، باز قرار بود که طبقه کارگر و زحمتکش
این جامعه با شکل دیگری این بار تحت عنوان خصوصی
سازی وبازسازی اقتصادی قربانی شود.
بیکارسازیها و دستمزدهای پایین و یک قانون
کار ارتجاعی و زندان نتیجه روشن این دوره تاریخی
بود. با شروع دهه 80 و با گسترده شدن تلاش دولت و تشکلهای دست ساختش
برای نمایندگی نمودن طبقه کارگر ایران در دوره اصلاحات
سیاسی و زمامداری دوم خردادی ها و به تبع آن موج
وسیع خصوصی سازی و بیکارسازیها و دستمزدهای
معوقه و نبودن هیچ گونه حقی در زمینه حقوق بیکاری و
بیمه بهداشتی و درمانی و خارج شدن بخش وسیعی از کارگران
از شمول همان قانون ارتجاعی تحت عنوان کارگاههای زیر 10 نفر،
جنبش کارگری هم وارد فاز جدیدی از مبارزه خود گشت که همگان شاهد
مبارزات پیگیر این طبقه و فعالینش در این دوره
بودند که از نتایج آن می توان به ایجاد تشکلهای
فعالین کارگری و نیز دو تشکل کارگری شرکت واحد و هفت تپه
و نیز برگزاری اول ماه می ها در خیابان و گسترده شدن و
تثبیت خواست حق ایجاد تشکلهای کارگری واقعی و
نیز تثبیت برگزاری اول ماه می ها و سربرآوردن محافل و
کمیته های مخفی و... اشاره نمود. اما در این دوره
خیزش توده های مردم ایران در سال 88 برای کسب مطالبه
آزادیهای دموکراتیک و رهایی از شر استبداد و
دیکتاتوری رژیم حاکم و موقعیت حساس طبقه کارگر و
نقشی که می توانست در این اعتراضات ایفا نماید، فاز
بالاتری از جنبش کارگری را رقم زد تا جاییکه همه به نقش
محوری طبقه کارگر هم در ایجاد تحول بنیادی و اساسی
و هم در فردای این تحولات واقف بودند و شدند از سلطنت طلب پرچمی
تا جمهوریخواه و دموکرات، جبهه ملی و اصلاح طلب و سوسیال
دموکرات، همگی کارت تهنیت و شادباش برای روز کارگر فرستادند و التماس
پیوستن کارگران به جنبش سبز یا جنبش سبز به کارگران را فرموله و
تجویز نمودند. در این میان خود رژیم هم از این
اهمیت و نقش و موقعیت حساس طبقه کارگر بی خبر نیست و
تجربه انقلاب 57 را هنوز هم در کیسه دارد بنابراین تمامی فشار
خود را با نیروی نظامی و اطلاعاتی خود بر طبقه کارگر در
قالب انواع طرحها چه هدفمند سازی یارانه ها برای بریدن
نفس این طبقه و چه در قالب دستگیری و بازداشت و احضار
فعالین کارگری آورد و می آورد. رژیم به خوبی خطر را
درک نموده است می داند پیاده نمودن برنامه های اقتصادی و
حتی سیاسی اش برای برون رفت از بحران پیش رو،
خیزش های توده ای زحمتکشان را به دنبال خواهد داشت و در
این میان نقش طبقه کارگر در قالب اعتصاباتش می تواند
حیاتی باشد.
تمامی
فشاری که در قالب دستگیریها و احضاریه های امروز بر
طبقه کارگر می آید در همین راستای خفه نمودن در نطفه
این حرکات است. رژیم سرمایه می خواهد این طبقه را
برای بار دوم از تمامی فعالین و پیشروان واقعی اش
محروم سازد اما اینبار خیال خامی است این تفکر. اکنون
فعالین کارگری زیادی چه در کردستان و چه در سطح
سراسری در بند های مخوف این رژیم به سر می برند
بهنام ابراهیم زاده، رضا شهابی، ابراهیم مددی و ... و
هستند کارگرانی که به دادگاههای رژیم فراخوانده می شوند و
یا به قید وثیقه و مشروط آزاد شده اند و یا هر بار به
بهانه واهی آنها را به بیدادگاهای رژیم می کشانند
تا بهانه ای برای به بند کشیدنشان پیدا کنند. نمونه آنها
را می توان وفا قادری، غالب و خالد حسینی، منصور اسانلو،
علی نجاتی و... نام برد. اکنون نیز شاهرخ زمانی از
تاریخ 18 خرداد در بازداشتگاهای اطلاعات زیر شکنجه و آزار قرار
دارد و با این کار برگ دیگری بر کارنامه ننگین این
رژیم در طول بیش از سی سال حاکمیت و تهاجم به حقوق
پایه ای کارگران افزود، اما دربند کردن فعالین کارگری و
پیشروان این طبقه، حتی یک درجه از مبارزه طلبی و
ستیز طبقاتی کارگران و زحمتکشان این جامعه را به نفع رژیم
سرمایه داری کم نخواهد کرد بلکه هر روز پیشروان تازه نفس و جوان
است که از دل این جنبش بیرون می آید.
ما
معتقد هستیم که نه تنها رهایی رفقای کارگر دربندمان بلکه
رهایی تمامی زندانیان سیاسی در بند، امر
کارگران است و برایش مبارزه می کنند، و رهایی آنها تنها
با یک مبارزه متحد و سراسری کارگران امکان پذیر می باشد.
مبارزه برای سرنگونی کلیت رژیم سرمایه داری
ایران و ایجاد و استقرار جامعه ای آزاد و برابر، مبارزه
ای متحد و یکپارچه با ابزار های مناسب سازماندهی همچون
تشکل های توده ای و تشکل سیاسی کارگران امکان پذیر
است. تمامی خواست و مطالبه رفاهی و سیاسی کارگران کردستان
و ایران به صورت یکپارچه از مسیر سرنگونی این
رژیم می گذرد. جمع نمودن هر چه بیشتر توده های مردم
زحمتکش کردستان و ایران حول مطالباتی که در اول ماه می مطرح شد
آن وظیفه اصلی و مبرم سوسیالیست های کردستان و
ایران است.
پرتوان باد ستیز طبقاتی برای رهایی کارگران
دربند!
پرتوان باد جنبش سوسیالیستی کارگران کردستان و ایران
وبلاگ کارگران سوسیالیست کردستان
www.kworkersocialism.blogspot.com
تیر
1390